+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 8:46  توسط عمران نجفی
|
هدف ازنگارش این مقاله برسی چگونگی تاثیرعوامل فرهنگی برترویج وگسترش هرچه بیشتر فرهنگ مهرورزی درجامعه می باشد .از این رو قبل ازهر چیز بامقدمه ای به مفهومی از محبت ودرجات آن ازنظر قرآن ومحبت راستین ودروغین اشاره کردام ودرهمین راستا مهرورزی راهنری دانسته وارزش آن رادر تعالیم اسلا می بیان نمودام وبعد ازبیان دیدگاه شرق وغرب درمورد محبت به آثار آن درجامعه وافراد پرداخته ام.وبا تعریفی از فرهنگ وبررسی تاثیر عوامل فرهنگی بر گسترش مهرورزی درجامعه و نتیجه گیری کلی دراین باب مقاله ی خودرا به پایان رسانده ام.!!
از محبت خارها گل می شود..........................وز محبت سرکه ها مل می شوند از محبت دار تختی می شود................................وز محبت بار بختی می شود از محبت سجن گلشن می شود.........................وز محبت خانه روشن می شود از محبت خار سوسن می شود.............................بی محبت موم آهن می شود از محبت سنگ روغنمی شود...........................بی محبت رضه گلخنی می شود از محبت نیش نوشی می شود...........................بی محبت شیر موشی می شود این محبت هم نشین دانش است کی گزافه بر چنین تختی نشست
در دنیای ماشینی و مکانیزهی امروزه چه در کشورهای جهان سوم چه کشورهای صنعتی و پیشرفته که تمام مردم شب و روز برای برآوردن نیازهای اساسی واولیه ی زندگی خود تلاش می کنند ،دیگر به این مسئله نمی اندیشد که آیا قدری از وقت خود را برای دوستی ها مهر ورزی به یکدیگر قرار داده اند یا نه این سوال اساسی است که اگر از تمام مردم دنیا سوال شود شاید عده ی کمی از آنها به آن جواب مثبتی بدهند آری با وجود اینها جنگ وخون ریزی که کشورهای قوی بر علیه کشورهایی ضعیف دنیا راه انداخته اند دیگر جایی برای پرسیدن این سوال باقی نگذاشته اند امروزه ودر آینده فرزندان ما و آیندگان دیگر نمیتوانند معنیی درستی از محبت و مهرورزیدن به یکدیگر در ذهن داشته باشد با این اعمال وحشیگرانه دولت ها واین حرکت سعودی که دنیا به سوی مادیات دارد بدون توجه به نیازهای روحی و عاتفی مردم دنیا پس امروزه بیش از هر زمان دیگر نیاز به فهم این گونه مفاهیم از قبیل عشق، دوستی مهربانی و مهرورزی داریم تا یادمان بماند که ما انسان هستیم و کمکم تبدیل به ماشین نشویم وامیدواریم با نوشتن این مقاله وظیفه ی خود را هر جند در حد کم ودر حد زره ای در قبال جامعه ی خودم به جا آورده باشم و مطالب آن مفید واقع شود «مفهوم محبت» در این باره «ابو حامد محمد غزالی » مشهوربه امام محمّد غزالی در کتاب گران بهای خود احیاء علوم الدین این گونه می نویسد که: محبت متصور نمی شود مگربعد ازشناخت.زیرا انسان چیزی را دوست نمی دارد مگر بعد از شناخت پس با این حساب جا مداد از دایرۀ شناخت محبّت حذف می شوند،چون فاقد ادراک و شناخت اند.لذا حبّ خواص موجود زنده ای است که دارای شعور است و سپس می فرماید مُدرَکات سه گونه اند: 1- مُدرَکاتی که طبع انسان ازآنها لذّت می برد. 2- مُدرَکاتی که طبع از آن احساس نفرت می کند. 3- مُدرَکاتی که طبع نه از آنها لذّت می برد و نه احساس تنفر می کند. هر چیزی که در ادراکش لذّتی هست.محبوبِ درک کننده است و آن چه که درشنا ختش درد و ناراحتی است،منفورو مبغوض مُدرک می باشد 4- آنچه که در ادراکش، نه لذّت است نه نفرت، نه مکروه است نه محبوب. او بعد از این مقدمه حب را چنین تعریف می کند که: حبّ عبارت است از میل طبع به شیئی که درادراکش لذت است،ونقطه ی مقابل آن بغض است که عبارت است از، نفرت طبع به شئی که درادراکش درد و تعب و سختی نهفته است[1]. بیایید تا این مسئله را از دیدگاه فیلسوف بزرگی به نام استاد « صدرالمتالین شیرازی» بررسی کنیم ، اودر این باره می فرماید: محبّت عبارت است ازابتهاج* به شی یا ازشیئی که موافق با طبیعت انسان است،اعم از این که آن شی یک امرعقلی باشد یا حسی،حقیقی باشد یا ظنی و دیگر فیلسوف جهان اسلام علامه طباطبایی- رضوان الله تعالی علیه-نیز می فرماید: یکی ازمعانی وجدانی که با آن آدمی سروکار دارد.معنی ((حبّ)) است که آن را در خوراک و مال وجاه وعلم بکارمی بریم و می گوییم((فلان خوراک را دوست دارم و من جاه وعلم را دوست دارم و …)).غذا را دوست دارد،چون موجب کمال جسم است،همچنین علاقه انسان به مال وجاه و علم نیز،علاقه به کمال است بنابراین حب و دوستی عبارت است از: تعلق وجودی و جذب خاص شعوری بین علتی که انسان را به کمال می رساند وبین معلول تکامل یافته ،حال فرق نمی کند که این علت ،غذایی باشد که انسان می خورد یا بهره و لذتی باشد که مالی باشد که در آن تصرف می کند.[2]
«درجات محبت» همه انسان ها در داشتن محبت مشترکند.ما در شدت و ضعف آن ،از یکدیگر متمایزهستند.پیش از این گفتیم رکن اصلی محبت معرفت و شناخت است.
اکنون می گوییم:هر انسانی به مقدار شناختش،محبتش نیز متفاوت است مثلا کسی که خداوند را به جهت انعام او دوست دارد و شناختش از خداوند سبحان در حد همین انعام است،مسلما محبتش نسبت به شخصی که خداوند را با تمام وجود یافته و شناخته بسیار ضعیف تراست. بنابراین هرچه معرفت و شناخت ،ودریک کلمه،علم ما نسبت به اشیا و اشخاص بیشترو گسترده ترشود.محبت ما نیز نسبت به این علم و معلوم ازرشد مطلوب تر و رضایت بخش تری برخوردار خواهد بود.[3]
((درجات محبت از نظر قرآن))
خداوند متعال درجات محبت و مهرورزی را نسبت به شناخت افراد در قرآن چنین بیان می کند: « فَاَمّان کانَ مَن المُقَربین،فَرَحٌ وَریحانُ وَجَنهُ نَعیمِ،وَاَمّا کانَ مِنَ الِمکَذِّبین الضّالّین،فَنُزُل مِن حَمیمٍ،وَتصلَیهُ جحیمٍ[4] » کسانی که شناخت حقیقی به صفات خداوند ندارند و به صورت آن ها را قبول کرده اند ازاهل سلامت واصحاب یمینند.عده ای دیگر.از این صفات معانی خاصی را تخیل می کنند که خداوند منزه از آن است.اینان اهل تخیل و گمراهی اند اما کسانی که عارف و آگاه به حقایق این صفاتند مقرّبانند. بنابراین به نسب محبّت شان نیز جزای آنها متفاوت است.به مقرّبان بهشت نعیم داده می شود و به اصحاب یمین سلامتی وخیرو به دروغگویان و خیالبافان گمراهی و آتشِ دوزخ. ((و من النّاس یتّخذ من دون الله انداد ایحبونهم کحب الله و الذین امنوا اشد حبا لله[5])) مومنان،به خدا دل بسته اند و دوستان او هستند ولی مشرکان و کافران ،دوستان بتهایند.اما محبت مومنان به خدا از محبت بت پرستان به بتها بیشتراست،چون هیچ زیبایی به اندازه خدا جمیل نیست و هیچ معرفتی به اندازه معرفت او کمال نیست و هیچ انسانی به اندازه مومن عاشق ومحب نیست. علت برتری محبت مومن به خدا از محبت مشرک به بت این است که بت اگر چه زیبا باشد.زیبایی بصری وسمعی یا زیبایی خیال و وهمی دارد و درک این زیبایی نیز به وسیله شُهود عینی درک و آن را با جان ودل فهمید و قهراً درک او قویتر است و چون درک قویتر است مدرک هم قویتر است در نتیجه محبت هم بیشتراست. «محبّت راستین و دروغین» محبّت به دو گونه است : محبت صادق و محبت کاذب. محبت صادق این است که انسان کمال وسعادت را دُرست تشخیص بدهد و البته وقتی به کمال وسعادت آگاهی پیدا کند، وبه آن دل می بندد مانند : مهرورزی و محبتِ خداوند به بندگانش ،متقابلا کمال هم جاذبه دارد و محب را به سمت خود جذب می کند و درحقیقت محبت صادق دو جانبه است اما محبت کاذب آن است که انسان ،نقص را کمال بپندارد و براساس چنین پندار باطلی وبیهوده، به آن کمال موهوم علاقمند گردد.مانند:محبت غیر خدا ،مخصوصا محبت عالم طبیعت محبت کاذب است[6].زرق و برق دنیا نیز چنین است انسان اگر به مال دنیا محبت داشته باشد،دنیا او را درهم می کوبد و نابود می کند و سپس به صورت زباله دفع می کند.درمورد محبت نیز باید گفت هر محبتی غیر از محبت خدا باطل و دروغین است. امیرالمومنین (علیه السلام)می فرماید : دنیایی که شما را ترک می کند،پیش ازاین که شما آن را ترک کنید:((وآمرکم بالرفضی لهذه الدنیا التارکه لکم[7] )) «هنر مهرورزی» اگر کنیم که محبت ودوست داشتن یک هنر است در نتیجه، حصول آن نیاز به دانش و کوشش دارد ویا این که محبت احساس مطلوبی است که تجربه آن فقط به اقبال آدمی بستگی دارد.نه این طورنیست که مردم فکر می کنند[8].محبت چیزبی اهمیت نیست بلکه برعکس تمام مردم جهان حتی بدزات ترین آنها تشنه محبت و مهرورزی اند.ولی به زحمت کسی به این مسئله فکر می کند.در این مورد باید از دو جنبه به جامعه کنونی نگریست. 1- در وهلۀ اول، مشکل اکثر مردم امروزه این است که پیش از آنکه خود محبت کنند و دیگران را دوست داشته باشند منتظرند که دیگران به آنها محبت بورزند،نه این طرز فکراشتباست.ما ((باید آنچه برای خود می پسندیم برای دیگران نیز بپسندیم)) یعنی به دیگران احترام قائل شویم و آنها را دوست بداریم و به آنها مهر بورزیم تا آنها نیز با ما چنین کنند.واین گونه است که می توانیم جامعه مملو ازفرهنگ مهرورزی داشته باشیم. 2- در ورهلۀ دوم، باید به این مسئله نیز توجه داشت که اساسا فرهنگ معاصرغرب بر اشتهایی سیری ناپذیرمبادلات و کالاها گذارده شده است و امروزه همه چیزرا ازدید یک کالا نگاه می کنند. ارزش های انسانی-هنجارهای انسانی و ... را،و برای انسان و چیزهایی که به او ارزش می دهداهمیتی قائل نیستند. باید گفت: که انسان یک کالا نیست که بتوان بر روی آن وارزش هایش قیمتی گذاشت،محبّت و مهرورزی یک کالا نیست که آن را با پول خرید و یا درپشت ویترینها قرارداد محبت و مهرورزی یک موهبت الهی است که به انسان داده شده وبا معیارهای دیگر سنجیده می شود. سی حق مؤمن بر مؤمن دیگر مرحوم شیخ انصاری (ره) که از مفاخرعالم تشیع به شمارمی رود،درکتاب باارزش خود«مکاسب محّرمه» به ذکر حدیث بابرکتی از امام علی(ع) می پردازد.دراین حدیث آمده است که مؤمن را درگردن مؤمن دیگرسی حق است:[9] · بخشیدن لغزشهایش · پوشاندن عیبش · پذیرفتن عذرش · بی وقفه نصیحت کردنش · فرلموش نکردن بدهی ای که باید به او بپردازد · پذیرفتن عذرش · شریک بودن در غم او · گره گشایی از کار او · مانع شدن ازاینکه دیگری غیبت او را بکنند · حفظ رابطه دوستی با او · عیادت از اودر وقت بیماری اش · پذیرفتن هدیه اش · جبران کردن خوبی اش · تشکر به خاطر الطاف و انعامش · کمک کار خوب برای او بودن · حفظ آبرویش · بر آوردن حاجتش · پاسخگویی به خواهش اش · جواب دادن به عطسه اش با دعا · همکاری برای یافتن گمشده اش · گفتارش را زیبا و خوب فرض کردن · هدیه اش را خوب دانستن · تصدیق کردن سوگندش · دوست داشتن دوستش · دشمنی نکردن با دوستش · دفاع از حقش · پست وحقیر ننمودن او · هرچه برای خود می پسندی برای او نیز بپسندی · حاظر شودن برسرجنازاش
((ارزش محبت در تعالیم اسلامی))
میزان محبت معنوی انسان نسبت به دیگران باید متناسب با میزان امتیازات معنوی آنها باشد یعنی نمی توان همه مومنین را با وجود اختلافات در مراتب ایمان و تقوایی که دارند به یک اندازه دوست داشت وبه آنان مهرورزید زیرا، این عمل برخلاف حقیقت و به معنای نادیده گرفتن ارزشهای گوهرناب محبت است،محبت چیز با ارزش است که نمی توان آنرا به گزاف به این و آن بخشید.
بلکه با توجه به نقش محبت در سوق دادن انسان به کمال ،باید صرفا در جایی بکار رودکه دل را مجذوب کمالی کند.از این رو گفته می شود که محبت انسان را به سوی مشابهت و مشاکلت سوق می دهد.[10] حال اگر آنکس امتیازات و کمالاتی باشد و استحقاق چنان مرتبه و یکی شدن را داشته باشد،اما اگر اینگونه نباشد.قطعا چنین علاقه ای موجب بروز نقصانی در نفس و منقش در دل آدمی ،می شود.از این رو در تعالیم اسلامی این نکته اساسی مورد توجه قرار گرفته وحضرت علی فرموده است:((اَحبِب الاِخوانَ علی قَدرِالتَّقوی.))[11] * ** برادران ایمانی خود را به اندازه تقوی آنها دوست بدار.
«محبت ازدیدگاه شرق وغرب» محبت و دوستی را هم غرب ستایش کرد،هم شرق.اما با این تفاوت ستایش غربی از آن نظر است که مال ودوستی و محبت باعث بهره مندی اززندگی و لذات مادی آن می شود .اما ستایش شرقی ازاین نظراست که عشق فی حد ذات مطلوب و مقدس است،به روح،شخصیت و شکوه می دهد،تصفیه کننده است نه بدان جهت که وصال شیرین درپی دارد.از نظرشرقی اگرعشق انسان به انسان مقدمه است،مقدمه یگانگی و وصول به حقیقی عاتی ترازافق انسانی است.[12] خلاصه این که در مساله عشق و محبت نیز مانند بسیاری ازمسائل دیگر طرزتفکر شرقی و غربی متفاوت است.غربی درعین این که در آخرین مرحله،دوستی و محبت را ازیک شهوت ماده جدا می داند و به آن صفا و رقتّی روحانی می دهد.آن را ازچهارچوب مسایل زندگی خارج نمی سازد و به چشم یکی از مواهب زندگی اجتماعی به آن می نگرد،اما شرقی عشق را در مافوق مسائل عادی زندگی جستجو می کند.
«محبت وعشق وآثارش در جامعه» عشق ومحبت است که دل را دل می کند و اگر محبت و مهورزی نباشد دل نیست آب وگل است.از جمله آثار محبت نیرو و قدرت است محبت نیرو آفرین است ترسو را شجاع می کند. عشق ومحبت سنگین و تنبل را چالاک و زرنگ می کند و حتی کودکان را تیزهوش می سازد.عشق ومهرورزی است که از بخیل بخشنده وازکم طاقت و ناشکیبا،متحمل و صبور می سازد.اثرمحبت ازلحاظ روحی ،درجهت عمران و آبادی روح است و از لحاظ دن درجهت گداختن و خرابی،اثر محبت دربدن،درست عکس روح است باعث ویرانی و موجب زردی چهره،لاغری اندام و سقم و اختلال است و انسان را از خود بی خود و غرق درمحبوب می کند آری محبت و دوست داشتن را می توان به جرات گفت که فصل ممیز بین دنیای حیوانات و انسانهاست.[13] در قرآن کریم رابطه میان زوجین را با کلمه((مودّت))و((رحمت و دوستی))تعبیرمی کند و این نکته بسیارعالی است اشاره به این است که عامل شهوت تنها رابطه بین زن و مرد نیست رابطه اصلی،صفا و دوستی واتحاد دو روح است و به عبارت دیگر،آنچه زوجین را به یکدیگر پیوند می دهد،مهر و مودّت و مهرورزی است.[14]
«محبت نیاز روحی برای افراد جامعه» بطوریکه گفته شد،عاطفه درانسان استعدادی است که او را از زندان((خود))خارج می کند و بسمت برقراری پیوند قلبی با دیگران براساس مهر و محبت سوق می دهد و ازاین طریق،بخشی از احتیاجات روحی انسان را که جزدرسایه محبت ومهرورزی و ارتباط قلبی با دیگران تامین نمی شود،برآورده می سازد.[15] محبت بعنوان یک نیاز اصیل روحی،در زندگی انسان و تامین سلامت روحی و روانی او نقش بسزایی دارد و به آن حلاوت خاصی می بخشد. محبتی که براساس مهرورزی متقابل و قلبی در بین دلهای پاک و بی آرایش ایجاد می شود،سبب می شود دلها از نورانیت وصفای همدیگر بهره مند شوند و پیشرفت کنند و پله های کمال و سعادت جاودانه را طی کنند.
«محبت راهی به سوی اتحاد جامعه» دوست داشتن انسان را به سوی یکی شدن سوق می دهد،دوستی ومحبت صرف نظر از اینکه ازچه نوعی باشد و محبوب دارای چه صفاتی باشند انسان را از خودپرستی و خود خواهی دور می کند. دین نیزآمده است تا انسان را از خودیت خود برهاند و اورا ازحصارمنیت رها سازد.دین آمده است تا بگوید:ای انسان تو خودی داری که می تواند با دیگران یک سوشود وتورابه کمال مطلوب رهسپارکند. همان گونه که امام صادق می فرماید: «الدین هو الحب و الحب هو الدین[16] دین، دوستی وحب است وحب همان دین» محبتو دوستی نیزهمین ندا را سرمی دهد.پس سزاوار است که بگوییم: دین بجز حب نیست[17].
عاشق و معشوق زیک مصدرند...............................تا، شاهد عینیّت یکدیگرند
«تعریف فرهنگ» با نظربه اینکه موضوع مقاله این بنده درباب تاثیر عوامل فرهنگی بر ایجاد مهرورزی است به چند تعریف از فرهنگ می پردازیم: فرهنگ،مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها ، مذهبی وهنر، قوانین و سیاستها ، آموزشهایی است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شداست و این تعریف ازادوارد تایلربود اما دیگر نظرپردازو جامعه شناسی غربی به نام رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی ازرفتار مکتب می داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و میان افراد مشترک است.[18] با توجه به تعاریف فوق بطور کلی می توان فرهنگ را مجموعه ای از رفتارهای هنجار دانست که باعث تمایز انسان از حیوان می شود در این وجه تمایزرا می توان مبتنی بر چهار ویژگی دانست: · تفکر و قدرت یادگیری · تکلمو گویش · عشق ومحبت · اجتماعی بودن حال برای توسعه این فرهنگ باید فکری کرد و راههایی را طی کرد که یکی از این راهها راه توسعه و ترویج فرهنگ مهرورزی در میان افراد جامعه است که به نظر من یکی از مهمترین راههاست که باید درتمام زمینه ها و عوامل فرهنگی هرجامعه بخصوص جامعه اسلامی کشور ما درنظر گرفته شود.به طور کلی عوامل فرهنگی را می توان متشکل از چهارعامل زیردانست: · مذهب · آموزش وپرورش · علم · هنر که هر یک از این عوامل نیز خود به شاخه های دیگری تقسیم می شوند که هر یک از آنها را همراه با شاخهایشان در صفحات بعد بررسی می کنیم، ورابطه شان را با ایجاد انس و دوستی و محبت در جامعه یادآوری می کنیم.
«محبت در مذهب» یکی از عوامل مور وتاثیرگذاری که در فرهنگ هر ملت را که می تواند، درمردم تاثیر بسیاری داشته باشد ،اعتقادات و مذاهب آن ملت است.این شاخه از فرهنگ نیز خود به شاخه های بیشتری تقسیم می شود که بطور کلی عبارتند ازاصول وفروع دین اصل دین کشورما عدل- نبوت- توحید- معاد و امامت که هر یک ازاین بخشها خود به شیوه ای به محبت و دوستی بین مسلمانان اشاره دارد. اسلام قانون محبت است ،قرآن پیغمبراکرم را رحمه العالمین معرفی می کند: ((وماارسلناک الا رحمه العالمین))[19] نفرستادیم تورا مگر مهر ورحمتی باشی برای جهانیان یعنی از این آیه می توان فهمید که به خطرناکترین دشمنانت نیز رحمت باش و به آنان نیز محبت کن.آری پیامبر وامامانی که خداوند برای راهنمایی ما فرستاده اند هر یک به اصل محبت ورزی و مهرورزی به تک تک موجودات توجه کرده اند. آنان به همه چیز مهر ورزیده اند حتی حیوانات و جمادات و نیز درسیره پیامبر می بینیم که تمام آلات و ابزار زندگیش اسمی خاص داشت اسبها و شمشیرها و حتی عمامه هایش همه و همه اسم خاصی داشتند و این نیست جز اینکه موجودات هم مورد محبت و عشق او بودند.[20]
امّا مُحِبَتی که قرآن دستورمی دهد، آن نیست که با هر کس مطابق میل و خوشایند او عمل کنیم یا طوری رفتار کنیم که او خوشش بیاید و لزوما به سوی ما کشیده شود.محبت این نیست که هر کسی را درتمایلاتش آزاد بگذاریم و یاتمایلات او را إمضا کنیم،این محبت نیست بلکه نفاق و دورویی است.محبت آن است که با حقیقت توأم باشد.آری از بزرگترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه وزیربنای اصلی آن محبت است.از زمان شخصی، نبیّ اکرم که این مذهب پایه گذاری شده است زمزمه محبت و دوستی همواره به گوش می رسیده است شیعه یعنی کسانی که علی وراه ورسم اورا قبول دارند وبه آن عشق می ورزند و او را دوست دارند،آری به راستی که عنصر محبت در تشیع دخالت تام دارد.[21] پس باید با فرهنگی غنی که در کشورعزیزما ایران، وجود دارد، با بودن مذهب شیعه باید در آن به فرهنگ مهرورزی توجه ویژه داشته باشیم. «آیاتی در باب محبت» در آیات بسیاری از قرآن با واژه ((ود)) یا ((مودت)) از آن یاد شده است. ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین ((خدا دوست دارد توبه کنندگان و پاکیزگان را)) والله یحب المحسنین ((خدا دوست دارد نیکوکاران را)) ان الذین آمنوا وعملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا ((آنانکه ایمان آورده اند و شایسته ها انجام داده اند خداوند بخشایشگر برایشان دوستی قرار می دهد)) اساساعلاقه و محبت است که اطاعت آوراست،عاشق را آن یارا نباشد که از خواست معشوق سربپیچد.اطاعت و پرستش حضرت حق به نسبت محبت و دوست داشتن است که انسان به حضرت حق دارد همچنانکه امام صادق (ع) می فرماید:خداوند رانافرمانی کنی و اظهار دوستی او کنی به جان خودم این رفتاری شگفت است.اگر دوستیت راستین بود اطاعتش می کردی زیرا که دوستدار مطیع کسی است که اورا دوست دارد.[22]
«آموزش و پرورش ومحبّت» از دیگر مذاهر فرهگی درجامعهآموزش وپرورش آن کشور است، به گفته رئیس جمهور نقطه اُج ،تولید، ترویج ، تعمیق وگسترش فرهنگی آموزش و پرورش است .در این نباید شک کنید.ما هیچ نهادی مهمّ تر از آموزش و پرورش وهیچ حرفۀ مقدس ترازآموزش وپرورش نداریم نه اینکه دیگران اهمیت ندارند،همه گرانقدرند، امّا ما مهم تر از آموزش وتربیت جوانان امروز که آینده سازان فردا هستند نداریم.[23] پس طبقسخنان رئیس جمهور محترم کشورمان میتوان گفت که: «درحقیقت رسالت آموزش و پرورش درهرفرهنگ ضرورت ایجاد زمینه ای برای اظها نظر، فکرکردن و نظردادن دانش آموزان و رابطه صمیمانه با آنان است» .معلمان باید همراه با درس وعلم آموزی،درس مهرورزی ومحبت را نیز به دانش آموزان بیاموزاند و فرهنگ محبت را از همان دوران در وجود آنها نهادینه سازند و، به آنها محبّت بورزد تا آنها با روش مهرورزیدن به یکد یگر آشنا شوند تا این رسالت سنگین( معّلم بودن) را،که بر دوشه آنهاست به خوبی انجام دهند.
«محبت،محور تربیت» رسیدن به مقام محبت محصول سیر وسلوک و پیمودن راه در مراحل پیش است و انسان بر اثر آن «حبیب الله»می شود.انسان بر اثر تمرین و فاصله گرفتن از هر گونه فریب وامرناپایدار و دل نبستن به غیرخدا «حبیب الله» می شود.
یکی از مبانی مهم تعلیم و تربیت در اسلام،«محبت»است.قرآن کریم که معلم و مربی اخلاق است مهمترین محور فضایل اخلاقی را محبت می داند و امام صادق (ع)در این باره می فرماید:((ان الله عزوجل ادب نبیه علی محبته)) خدای سبحان پیامبرخود را با محبت الهی تادیب و تربیت کرده است. کارخداتادیب است و پیغمبر(ص)مودب او و مدارتادیب آن حضرت(ص)نیز محبت و مهرورزی است ((الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یبشرون)) انسانهایی اولیاءالله هستند و خداوند آنان را براساس محبت می پروراند چنانکه پیغمبر(ص)را نیز بر مدارمحبت پروراند.از این رو عبادت پیغمبرواهل بیت (ع)عبادت شاکرانه و محبانه بود.البته بشارت برمدار محبت و نشاط بر محور مودت غیرازبشارت و نشاط برمدارجنت حسی است وحال چون ادب پیغمبر(ص) برمحورمحبت است و آن حضرت اسوه ماست،ما موظفیم هم در ارتباط با خدای سبحان و هم درارتباط با خلق،بر مدارمحبت حرکت کنیم مثلا برای بسیاری از نوآوران در طلیعه امر،پیمودن راه سوم یعنی مدارمحبت،دشواراست،ولی نباید همه همت اولیای منزل یا مدرسه این باشد که فرزندان و نوآوران را برمدار ترس وتشویق یا تنبیه تربیت کنند[24]. و نتیجۀ این که دانش آموزان را برمحورمحبت ومهرورزیی پروراندن در نهایت این است که آنان دوستدارعلم می شود و برای مدرک یا نمره و ... درس نخواهند خواند.
«مراکز علمی ومحبت » سومین عامل فرهنگی که در ترویج و نهادینه شدن ، فرهنگ مهرورزی در جامعه نقش بسیارمهمی دارد علم و مراکز علمی همچون دانشگاهها و حوزه علمیه و مراکز تولید علم است.علمی که برای یک جامعه باید طرح ریزی و کشف شود،یکی از ویژگی هایی مهّمی که باید داشته باشد ایجاد روحیۀ مهرورزی و محبت در بین افراد جامعه است یعنی به گونه ای که اگر آن در اجتماع گسترش داده شود ، باعث ایجاد مهرورزی و یکدلی و وحدت بین افراد یک جامعه شود نه باعث تفرقه و پراکنی آنان زیرا علمی که باعث محبت بین افراد نگردد غیر علم و فساد و جهالت است.[25] اگر می خواهیم جامعه مترقی وپیشرفته و اسلامی داشته باشیم باید زیرساخت های آن وارستگی ،عشق ، مودت ومهرورزی متقابل افراد به یکدیگرباشد. در یک چنین جامعه ای انگیزه های الهی جاری است ،عشق و وارستگی به تولد انسانی دوباره و تلاش او در ساختن جامعه ای انسان خواهد انجامید . مراکزعلمی همچون دانشگاهها و حوزه های علمیه به گفته رئیس جمهورمحترم کشورمان باید فضای دوستی ،مودت و محبت باشد به این علّت که بخش مهمّی از کاردانشگاهها انتقال فرهنگ به جامعه است .که حتل امکان این انتقال نیزجزدر بستر دوستی ،محبت و مهرورزی اتفاق نی اُفتد.تا این که رابطه عاطفی میان مردم وحوزه های دانش ایجاد گردد.[26] نقطه مقابل آن نفاق ودوری است که دشمن می خواهد در دانشگاهها و حوزه های علمیه می خواهد که ایجاد سازد.جامعه اسلامی بدون عشق و مهرورزی ومحبت بین مؤمنین شکل نمی گیرد.یک مؤمن بایدبرادردینی دیگرخودرا دوست داشته باشدو به او عشق بورزد و این عشق ورزی است که پایه ایثار و فداکاری و انسجام و همبستگی ملی و روحیه خدمتگذاری می شود.اگر محبت و مهرورزی باشد دانشگاهها و حوزه ها با هم یک دل می شوند و جامعه را می توانند هر چه بیشتر به سوی پیشرفت و مراحل تکامل بشری سوق دهند .
((محبت وهنر))
دیگر عنصرتأ ثیر گذار فرهنگی که می تواند بر افراد جامعه مؤثر واقع شود ،عنصرهنرو مراکز هنری می باشد:مثل صدا و سیما،انجمن های هنر،تئاترو ... که ازمهمترین آنها صدا وسیما است ،صدا و سیمای جمهوری اسلامی بعنوان یک عامل فرهنگی می تواند تجلی بخش مهر و محبت بین اقوام و افراد مختلف درکشورباشد و با انتقال و انعکاس به موقع خبرها و تصاویرمهر ومحبت بین افراد رانیروی محبت را در بین افراد محکم ترسازد.مثلا هنگام جشن عاطفه ها . مهرورزی افراد خیر خواهر رابه هم نوعان خود که در فقر زندگی می کنند می تواند با انعکاس تصاویر ومصاحبه با آنا ن به مردم بفهماند که هنوز انسانهایی هستند که حاضرند برای آسودگی دیگران از حق خود بگذرند و حس ایثار و فداکاری ومهرورزی را در بین یک ملّت تقویت کنند.آری یک هنرمند در سینما و تئاتر باید نقش فداکاری و محبت را در دل ها جاری سازد و فرهنگ مهرورزی را در دل ها بپروراند.در حقیقتا هنر مندان در هر صنفی که هستند مانند آیینه ای باید انعکاس بخش محبت ومهرورزی باشند. محبّت دررابطۀ اجتماعی افراد بایک دیگر نیروی عظیم و کارامدی به حساب می آید،بهترین جامعه ها آنهایی هستند که با نیروی محبت اداره شوند،محبت زمامداربه مردم و محبت مردم به زمامدار .تا عامل محبت نباشد رهبر نمی تواند که جامعه ای را رهبری کند.حتی خداوند از رهگذر محبت بی منتهایش به محبوب خود حضرت ختمی مرتبت ،همه هستی را خلق فرمود. اگرمحبت و مهرورزی در جامعه نادیده گرفته شود دیگر نه تنها ارزش های انسانی ،بلکه خود انسان نیز نادیده گرفته می شود.امّا بر عکس این قضیه نیز صادق است که اگرمحبت مهروزی در بین افراد جامعه ای نهادینه شود و یک ارزش انسانی تلقی گردد،اختلافات وکینه ورزیها ،حسادتها و حق کشی ها و خیلی از بلاهای دیگر از آن جامعه رخت برمی بندد و این شدنی نیست مگر باتکیه بر فرهنگ دینی و ملی که اساس آن بر عشق و محبت و مهرورزی استوار باشد. منابع مأخد: 1- قرآن کریم- سورۀ واقعه- آیه 88 ،94 –بقره 165 – انبیاء107 2- نهج البلا غه 3- نا مۀ روح افزاــ مؤلف: حجة الا سلام علی تاکندی، رضا شیخ محمدی انتشارات:آفرینه ــ تاریخ انتشار: 1375 4- مراحل اخلاق درقرآن ـــ مؤلف: آیت الله جوادی آمُلی ـــ انتشارات: 5- احیاء علوم الدین ـــ مؤ لف: امام محمد غزالی ـــ انتشارات:دارالقلم چاپ سوم ــ بی تا ـــ مترجم: شیخ عبد العزیز سیروان 6- آیین مهرورزی ـــ مؤ لف: محمدرضا کاشفی ــ انتشارات:دفتر تبلیغات اسلامی تاریخ چاپ :بهار 1376 7ــ جاذبه ودافعۀ علی (ع) ـــ مؤلف: استاد مرتضی مطهری ــ انتشارات: حسینیه ارشاد ــ تاریخ چاپ: 1349 8- عرفان اسلامی ـ مؤلف: حسین انصاریان ــ انتشارات: المهدی ــ چاپ :1362 9- اخلاق اسلامی ــ مؤلف: محمد علی سادات ــ انتشارات: سمت ـ چاپ:1369 10- میزان الحکمه ـ مؤلف: محمد محمدی ری شهری ــ انتشارات: چاپ:1430 11- راه و روش تربیتی ازدیدگاه امام علی(ع)ـــ مؤ لف:علی محمد حسین ادیب ــ مترجم: سیّد محمد رادمنش ــ انتشارات: انجام کتاب 12- یکصدو ده سوال ازاستاد مطهری ــ مؤ لف:مجید باقری ــ انتشارات: خادم الرضا چاپ:1384 13- سایت اینتر نتی... http://daneshnameh.rosnd.ir 14- سایت اینترنتی ... – سایت اینتر نتی...http://president [1] - احیاء علوم الدین- امام محمد غزالی – ج2 – ص275 *- احتیاج- نیاز [2] - آیین مهرورزی – محمد رضا کاشفی – ص48- 47 [3] - احیا علوم الدین ،ج 4،ص 296 [4] - واقعه(56)آیه 96- 88 [5] - سوره بقره،آیه 165
[8] - آیین مهرورزی – محمد رضا کاشفی - ص 19 [9] - نامه ی روح افزا- آیت الله تاکندی و شیخ محمدی- ص106 [10] - جاذبه و دافعه علی(ع)،استاد مطهری،ص 66
[11] - نهج البلاغه [12] - یکصدو ده سوال از استاد مطهّری- مجید باقری- ص49 [13] - یکصدو ده سوال از استاد مطهّری- مجید باقری- ص45 [14] - جاذبه ودافعۀامام علی (ع)- مطهّری- ص43- 58 [15] - اخلاق اسلامی – محمد علی سلدات [16] - میزان الحکمه – ج2 – ص215 [17] - آیین مهرورزی – محمد رضا کاشفی- ص37 [18] - سایت..... http://daneshnameh.roshd.ir [19] - سورۀ انبیاء – آیۀ 107 [20] - جاذبه ودافعۀ امام علی(ع)- مطهّری مرتضی –ص14 [21] - همان – ص36- 35 [22] - جاذبه ودافعۀ امام علی(ع)- مطهّری مرتضی- ص57 [23] - سایت...http://president.ir [24] - مراحل اخلاق در قرآن- آیت الله جوادی آملی- ص326 [25] - سایت http://fars.isna.ir/mainnews [26] - سخنرانی رئیس جمهور در تاریخ 28/7/1384 سایت http://fars.isna.ir
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 8:43  توسط عمران نجفی
|
«تقدیم به تمامی معلّمانی که درراه حل این مشکل به دانش آموزان یاری می رسانند» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هدف از این مقاله بررسی علل بوجودآورنده ی کمرویی و روشهای پیشگیری ویا درمان آن می باشد و به همین منظور قبل از هر چیز به بیان مسئله واهمّیت و ضرورت این موضوع می پردازیم وسپس به تعریفی ازخجالت پرداخته ایم، واین مسئله را از دیدگاه روانشناسان مختلف بیان نموده ایم و در مرحله بعد ابتدا علائم و نشانه های این بیماری روانی را بیان نموده ایم و سپس به همراه علل آن را ههایی برای درمان این بیماری در افراد نوشته ایم ودر پایان نتیجه گیری از این مقاله ارائه داده و پیشنهاداتی نیز مطرح کرده ایم به این امید که این مقاله بتواند راه گشایی برای افرادی که به این بیماری دچارند باشد. اصولاً خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است و آثار و علائم این حالت بیشتر در جمع است که در فرد ظاهر می شود . این حالت معمولا از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدید میشود که تمام وجود فرد را فرامی گیرد [1] .کمروئی به یک معنا یک نقیصه جدی در زندگی فردی و خانوادگی و خسران حیات اجتماعی است. همیشه توده ای از ابرهای تیره کمروئی ،طلوع خورشید وجود و ظهور استعدادهای نهفته ی گروهی از نوجوانان را پنهان می کند . تقریبا در هر جامعه ای درصد قابل توجهی از نوجوانان و کودکان بدون آن که تمایلی داشته باشند ناخواسته خودشان را در حصاری از کمروئی محبوس و زندانی می کنند و شخصیت واقعی و قابلیتهای ارزشمندشان در پس توده ای از ابرهای تیره ی کمروئی ناشناخته می ماند[2] . و چه بسیار دانش آموزان و دانشجویان هوشمندی که در مدارس و دانشگاهها فقط به دلیل کمروئی و معلولیت اجتماعی ، همواره از نظر پیشرفت تحصیلی و قدرت خلاقیت و نوآوری نمره کمتری از همسالان خود عایدشان می شود چرا که کمرویی وخجالت یک مانع جدّی برای رشد فردی است. پس باید برای رفع کمرویی وخجالت این افراد که شاید ماهم جزئی از آنها باشیم، تمام نیروی خود رابه کار ببریم.وهدف از نوشتن این مقاله در واقع بررسی کمرویی وخجالت کودکان ونوجوانانی که کم وبیش با این مسئله دست به گریبانند است.این مقاله با تأ کید بر شناخت مشکل خجالت ،کمرویی و گوشه گیری وراه هایی برای در مان و پیشگیری آن در کودکان و نوجوانان نوشته شده است . رفتارکمرویی یا خجالت به عنوان یکی ازمشکلات عمده درکودکان ونوجوانان محسوب می شود . و متأسفانه به علّت این که این دسته ازکودکان درمدارس ایجاد درد سرنمی کنند مشکلشان دیرشناخته می شود،وگاه نیز به عنوان افراد مؤدب به وسیلۀ اطرف معرفی می شوند.هنگامی که به معلمین وخانوادها درمورد مشکلات رفتاری سوال می کنیم،کمتر این کودکان رامعرّفی می کنند.[3] پرداختن به پدیدۀ کمرویی وبررسی آن از این رو دارای اهمیّت است که، تقریبا ً بیشترکودکان در مواردی ازرندگی اجتماعی خود دُچارکمرویی می شوند.جدید ترین یافته های محققان بیان گر این است که کمرویی در بیشترنقاط جهان گسترش یافته است . بیش از80%افرادی که دربارۀاین مسئله موردپرسش قرار گرفتند،پاسخ دادند که دربرخی ازمقاطع زندگی خود خجالت راتجربه کرده اند.ازاین عده بیش از40% خودرا درحال حاظرخجالتی وکمرو ارزیابی کردند.روند تحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که،مسئلۀ کمرویی وخجالت غالباً با گذشت زمان وپیچیدگی بین افراد وتشدیدفشارهای اجتماعی ،رقابتها، تکرویهاو....گستردترشوده وبیشتریاز کودکان را فرامی گیرد.مگراین که با تشخیص سریع وبه موقع واستفاده از روشهای تربیتی ودرمانی مناسب ومؤثر از گسترش کمرویی وتشدید آن پیشگیری کرد. پرداختن به پدیدۀ کمرویی وخجالت وبررسی مبانی روانشناسی آن ازاین روحائزاهمیّت است که تقریباً همۀ ما به گونه ای تجاربی از کمرویی رادر موقعیت های مختلف داشته ایم. اما نکتۀّ قابل توجه این است که ،بعضی از افراد هستند که دربیشترمواقع به کمرویی دچار می شوند .باید این به نکته توجه داشت که کمرویی مداوم میتواند به یک بیماری حاد تبدیل شود که کل زندگی فرد را تحد تأثیر قراردهد. [4] پس کمرویی را می توان یک بیماری فردی وبی سرو صدا دانست که به علّت شیوع آن درجامعه می توان جزء بیماری های اجتماعی بحساب آورد. روند اجتماعی کنونی نشان می دهد که در خلال سالهای آینده به خاطر افزایش انزواطلبی، رقابت وتنهایی افراداین مشکل افزایش خواهد یافت واگر هرچه زودتر برای درمان آن کاری نکنیم فرزندان وآیندگان ما زندانی کمریی وخجالت خویش می گردند.بنابراین برای اجتناب از بروز این مشکل ،باید کمرویی را بشناسیم تا بتوانیم محیطی را آماده سازیم که افراد کمرو وخجالتی در آن احساس امنیّت کنند تا،بتوانند با فائق آمدن بر مشکل خود از زندان فردی خود خارج شوند و،آزادی گفتار ،عملکردو زندگی اجتماعی خود رابازیابند.[5] تعریفی از خجالت وکمرویی: یکی از مشکلاتی که اغلب کودکان ونوجوانان تجربه ای از آن در زهن دارند احساس خجالت وکمرویی است. کمریی به مفهومی احساس ناراحتی کردن از بودن در جمع وگروه همسالان است .کودک خجالتی در بیشتر مواقع نا آشنا وهنگام تامل وگفت وگوبا دیگران واذهار نظرکردن در جمع عصبی ومظطرب می شود.یک کودک خجالتی ،زمانی که تصور کند مورد توجۀ اطرافیانش قرارگرفته است،از این کاربی نهایت پریشان وعصبانی می شود وجالب اینجاست که اگربه اوکاریش بی توجه ای کنند نیز ازاین قضیه هم ناراحت می شوند . خجالت احساسی دو سویه است "،احساسی مرکب ازهیجانهایی مثل ترسوعلاقه،تنش ورضایت،میل واظطراب،احساس خجالت موجب تنش درفردمی شود[6]. همان گونه که لنگیدن یک ناتوانی جسمی بحساب می آید،کمرویی وخجالت رانیزمی توان یک بیماری ذهنی دانست. در اصطلاح عامیانه به فرد خجالتی «آدم به دور» گفته می شود.یعنی کسی که ترک جمع وحتی خانواده را می گوید وعلاقه به زندگی دردور از جامعه رادارد.در دسته بندی اختلالات خجالت وکمرویی را نوعی اختلالات نوروتیک بحساب آورده اند ککه بصورت نشانه های مرضی هیجانی خود را نشان می دهد.[7] کمرویی چییست؟ به بیان دیگر کمرویی رامی توان یک توجه غیر عادی ومظطربانه به خویشتن دریک موقیت اجتماعی دانست. که درنتیجه آن فرد دچارنوعی تنش روانی ــ اجتماعی وشرایط عاطفی آن تأثیرمی گردد وزمینۀ بروز رفتارهای خام وناسنجیده دروی فراهم می شود. به کلامی دیگر کمرویی وخجالت یعنی «خود توجهی» و ترس ازمواجعه شودن با جمع. زیرا گمرویی نوعی ترس یا اظطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه با افراد ناآشنا و حتی در مواردی با افراد آشنا ونزدیک خود وارتباط با آنها گریز دارد[8]. نظریه های روانشناسان: جمع کثیری از روانشناسان،روانپزشگان، جامعه شناسان ومحققین دیگر کوشیده اند تجربۀ پیچیده کمرویی وخجالت رامعنا کنند .پاسخهای بسیاری متفاوت آنها به این سوال «چرا کمرو؟» عبارت است از: محققین ویژگیهای شخصیتی معتقدند که خجالت مانند هوش یا طول قد انسان خصوصیت موروثی است. رفتار گرایان براین باورند که افراد خجالتی یا کمرو صرفاً مهارتهای اجتماعی لازم برای بر قراری ارتباط اثر بخش با دیگران را نیا موخته اند . گروه دیگری از روانکاوان عقیده دارند که کمرویی یک نشانه است ،یک ابراز وجود آگاهانه از تعارضات نا هشیارانه ای که دراعماق روان فرد طغیان می کند. ولی جامعه شناسان وبرخی روانشناسان کودک معتقدند که کمرویی را می باید از نقطه نظر برنامه ریزان اجتماعی ،شرایطی از اجتماع که،موجب کمرویی شودن برازافراد می گرددــ بررسی کرد. نظر روانشناسان اجتماعی در این مورد این اسن که کمرویی بیش از هر چیز با بر چسب متواظعانۀ «کمرو» آغاز میگرد [9].«من کمرو هستم» زیرا افراد دیگر مرا کمرو می خوانند ،یقیناً این پنج دیدگاه تمامی احتمالات را دربرنمی گیرند.امّا هر کدام ازاین توصیفها می توانند به وجه قابل توجّهی به درک ما ازکمرویی بیفزایند . علائم کمرویی وخجالت: اکثرکودکان ونوجوانان خجالتی حالات ونشانه های ازخود بروزمی دهند که انسان را متوجۀ خجالتی بودن آنها می کند. که مادر اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم. 1. درحالات: اغلب اینان افرادی هستند. گرفته،بیحال،دلسرد،بی اشتها،نگران ومظطرب. ودرعواطف واحساساتشان نوعی کرخی وبی حسی وجود دارد.درحالت تنهایی برخی ازآنها گریه می کنند ویاغذا نمی خورنداغلب این کودکان ونوجوانان دروضع وموقعیّتی قرارمی گیرند که گوئی بهت زده اند[10].کاملاًغیر فعّال مانده وبه آنچه که دراطرافشان می گذرد.بیش ازاندازه حساس اند 2.رفتارواخلاق:برخی از کودکان ونوجوانان کمرو وانزواطلب دُچار تغییرات محسوسی در رفتارشان می گردند واخلاقشان نیز تغییر می کند .به علت ضعف در عزّت نفس دُچار پرخاشگری شوده وحتی قادر نیستند ،کینۀ خودرا مخفی کنند.وقادر به برقراری ارتباط صحیح با افراد اجتماع نیستند . اخلا قیّاتشان بین دو قطب خوش وناخوشی،سازگارونا سازگاری متقیّر است.خولق وخوی یشان به گونۀ است که ،گویی پرده ای ازغم واندوه جلوی چشم شان رامی گیردونمی گزاد تا حقایق راببینند.[11] 3.وضع چهره : اغلب این کودکان چهره ی غمکین ودلمرده دارند وغمزدگی ازظاهرشان کاملاً هویدا ست.صورتشان را که می نگری مملو ازغم است . و اگر کمی با آنها انس پیدا کنید در می یابید که دچار چه وضع نا آرامی میباشند بیحرکتی و عدم مشارکت شان حاکی از بی تصمیمی و بی ارادگی است.[12] 4.در حیات شخصی: این گونه کودکان ترجیح می دهند تنها باشند ودرلاک خود فرو بروند و به زندگی خویش می اندیشند.این کودکان نسبت به زندگی و اسباب بازی خود بی تفاوتند و نمی خواهند درآن تغییری ایجاد کنند و یا کسی به آن دست بزند.اینان تماشاگرزندگی خود می شوند و ازجوشیدن با مردم گریزانند و اگر آنها را وادار به این کارکنند بیشتر اوقات با همسالان و دوستان خود ناسازگاری می کنند و دائم در اظطراب و احساس گناه اند. 5.خوردوخواب : این گونه از نوجوانان و کودکان خواب شان آشفته و نامنظم است. بعقیده برخی از روانشناسان در حال انزوا جوئی خواب بحداقل می رسد. صبح زود ازخواب برمی خیزنددرصورتی که کار برایشان رنج آوراست.دُچارناراحتی جسمی ناشی ازبدخوابی اند ،اینان تمایل به غذا ندارند واین امر باعث می شود که ازوزن بدن شان کاسته ودائماًروبه تعلیل وضعف با شند.[13] 6.درروابطه اجتماعی: آنها از شرکت درجمع و جوشیدن با مردم اکراه دارند ودیدشان دیدی خصومت آمیز نسبت به مردم است.اینان ممکن است در درون میل به زندگی داشته باشند ولی ازآن که موردپرسش وتوجّه قرارگیرند می ترسندونگرانند .درخیابان سعی دارنددر گوشه وکنارآن عبورکنند تا مجبورنشوند با دیگران رودر روشود.و دیدگان این است که دیگران اورا مسخره می کنند.در هنگام صحبت با دیگران جواب هایشان راکوتاه،آرام وتند به زبان می آورندبه گونۀ که درک آن تقریباً غیرممکن است.[14] 7.در امور تحصیلی : این گروه درکلاس سعی دارند در گوشه ای بنشینند تا معلّم شان متوبۀ آنها نشوند وازآنان پرسش ننماید واین خود عامل رکود وتحجّر بیشتر است.اگردر حین درس سوالی واشکالی پیدا کنند به آنکه از قرار گرفتن در مرکز توجه دانش آموزان دیگر حراس دارند آن مطرح نمی کنند.و حتی اگر جواب سوالی رابدانند به دلیل زکر شوده آن را بیان نمی کنند.در حیاط مدرسه با کسی نمی جوشند واگرمجبوربه بازی با دیگران شوند درآن بازی موفّق نخواهند بودوسپس خود را سرزنش می کنند ونا امیدانه از فعّالیت دست می کشند[15]. یک انسان خجالتیخود را به راههای مختلفی آشکارمی سازد.80%ازافراد می گویند که بی میلی آنان نشانه ای است برای خجالتی بودنشان . بخصوص برای آنان برقراری ارتباط چشمی با دیگران تقریباً غیر ممکن است. 8. علائم جسمانی کمرویی: افراد کمرو در سطح فیزیولوژیکی نشانه های زیر را دارند:نبض تند می زند،قلب به شدد می تپد،فرد به میزان قابل توجه ای عرق می ریزد و در معده حالت التهاب و دلشوره فرد را آرام نمی گذارد.جالب توجه است که همه ما این واکنش های جسمانی را با احساس هرچه قوی تر تجربه کرده ایم و یکی از علائمی که افراد خجالتی نمی توانند خجالت خود را پنهان کنند سرخ شدن در چهره در موقعیت های مشخصی است.[16] ویژگی های افرادکمرو: یک انسان خجالتی، کمرویی خود را به راه های مختلفی آشکار می سازد. 80 درصد از افراد می گویند که بی میلی آن ها به صحبت کردن هشداری است به آنان و دیگران که اشکالی در کار است به خصوص جمع نیمی از افراد خجالتی ،برقراری ارتباط چشمی برای آنان بسیار دشوار و غیر ممکن است . بیشتر افراد خجالتی را می توان در سه حالت زیر مشاهده کرد[17] حساسی: این گونه افراد،راحت آشفته می شود.مشکل پسند است.به طور نامعقول آرمان گرا،درون گرا و سخت گیراند.شخصیتی بسیار عاطفی دارد.بالاتر از همه ،شخصی حساس و زود رنج و غیر فعال است. عصبانی:خیلی بی ثبات،بی اختیار،غیرقابل تغییر و عاطفی است.چنین فردی غیر فعال نیز است و از هر امور جزئی زود عصبانی می شود.[18] ترسو:چنین شخصی تندخو،جاه طلب،خشن و غیر قابل انعطاف است.این افراد از قرار گرفتن درکانون توجه ترس دارند. به طور کلی ویژگی کودکان خجالتی و کمرو عبارت است از: 1.آرام و با تن صدای پایین صحبت می کنند. 2 .عموما ساکت هستند. 3 .در برابر مشکلات عقب نشینی می کنند. 4 .از انجام امور سخت و دردسردار گریزان هستند. 5 .برای بیان نظراتشان مشکل دارند. 6 .دوستان بسیار کمی دارند و دیرجوش و گوشه گیر هستند. 7 .از مشرکت گروهی و قرار گرفتن در جمع اجتماعی گریزان هستند. 8 .در تصمیم گیری دودل هستند. 9 .زیاد عرق می کنند و گاهی برافراشته می شوند و تغییر رنگ در چهره دارند. 10 .از روبرو شدن با دیگران به ویژه بزرگترها و جنس مخالف هراس دارند. 11 .در بیان عقاید خود پافشاری نمی کنند. 12 .از نظر رشد جسمانی کمبودهایی در آن ها احساس می شود[19]. سنین کمرویی: حال به این مبحث می پردازیم که اگر آدمی خجول و کمرو به دنیا نمی آید،پس چگونه در برخی مراحل عمر دچار کمرویی می شود.این حالت برحسب آن مرحله از دوران زندگی که شخص در آن قرار دارد مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد و این که اصولا آیا این محیط است که در انسان تاثیر می گذارد و به صورت یکی از عناصر متشکله شخصیت او در می آید.علاوه بر آن با تاثیراتی که هر تجربه بر آدمی می گذارد نحوه عکس العمل های او در مقابل حوادث و رخ داد ها شکل می بخشد و این حالت در تمام مراحل زندگی موضوع شخصیت انسان می گردد. کودکی:واکنش خجالت کشیدن معمولا از این احساس زاده می شود که شخص خود را خلع سلاح و در یک موقعیت پرمخاطره می بیند و این حالت زمانی در او تشکیل می شود که احساس می کند قادر به کنترل آن موقعیت نیست. اضطراب و دلهره را می توان همزاد خجالت دانست.این را نیز می دانیم که کمرویی خلقیاتی از پیش تعیین شده نیست.بلکه آمیزه ای است از ترکیب شخصیت و حوادث و تجربیات زندگی در دوران کودکی و نحوه تعلیم و تربیتی که شخص فراگرفته است.البته باید در نظر داشت که کمرویی ممکن است در تمام سنین بروز کند اما در کودکی و نوجوانی این اختلاف رفتاری بسیار شایع است و این نیز به دلیل ورود کودکان به محیط های جدید و برخورد با افراد متنوع است و نوجوانان نیز به دلیل نزدیک شدن به دوران بلوغ و پشت سر نهادن یکی از بحران های زندگی شان و ورود به گروه اجتماعی جوانان و مواجه شدن با انتظارات جامعه از آن ها به خجالت و کمرویی دچار می شوند.[20] علل کمرویی: عوامل متعددی موجب گوشه گیری می شوند:غم و اندوه شدید و مداوم،فقر و تنگدستی،احساس گناه،ضعف و نقص جسمانی،تکبر و غرور،احساس حقارت شدید،عقب ماندگی درسی،پذیرفته نشدن در خانه و مدرسه،حسادت و انتقام جویی،احساس ترس و ناامنی،ناتوانی در برقراری ارتباط سالم با کودکان،نبودن الگوی اجتماعی مطلوب،بیماری های طولانی کودک،انتقال کودک به مدرسه و مکانی جدید،تبعیض و انتقادها و بهانه گیری های مستمر و بی مورد والدین و معلمان در بروز خجالت و کمرویی نقش بسیاری دارد.[21] در این جا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کمرویی اشاره می کنیم: 1.کمرویی ناشی از ترس:کمرویی ناشی از ترس عموما از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود.مطالعات انجام شده روی نوزادان حاکی از آن است که در اواسط سال اول زندگی غالبا درشش ماه دوم از اولین سال زندگی کودک کمرویی به عنوان یک پدیده همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر می رسند دیده می شود.به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها و ناآشنایان وجود کودک را فرا می گیرد.[22] 2 .خانواده و فرزندان کمرو:در بررسی علل کمرویی به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی و ویژگی های شخصی و شخصیتی ونظام باورها و رفتارهای فردی در موقعییت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.محیط خانواده و تجارب اولیه کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد.در این دوران الگوی رفتاری بزرگسالان،برنامه های تلویزیونی،نحوه و میزان ارتباطات عاطفی و کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تاثیر را دررشد مطلوب جامعه و یا پدیدآیی اضطراب و کمرویی کودکان و نوجوانان می تواند داشته باشد. کمال جویی وآرمان گرایی والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گونا گون و وادار کردن آنان به رفتارهای کلیشه ای و قالبی وعکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی (درحضور جمع - مهمانان – مجالس جشن – مراسم عمومی – در کوچه ،خیابان و مدرسه...) و سخت گیری بیش ازحد بر کودکان ونوجوانان وداشتن توقعات زیاد،تحدید ها وتحقیرها و یا حمایت های افراتی و غیرضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و کمرویی به شمار می آید. [23] 3 .مدرسه و تقویت کمرویی:مدرسه به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه اجتماعی کودکان می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های آنان ایفا کند.متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود. واقعا جای بس تعجب و تاسف است که در بسیاری از مدارس ما گاهی بالاترین نمره انظباط ازعان معلولین اجتماعی،یعنی دانش آموزان کمروست.برچسب زدن ها ،و القاء ویژگی های خاص به بعضی از کودکان (مانند اینکه معلم مرتبا بگوید :که فلانی دانش آموز بسیار آرام و ساکت و مؤدب است)واینگونه اعمال فشارهای اخلاقی و وادار کردن کودک به سکوت اجباری و رفتارهای مصنوعی سبب می شود[24]، که کودک به یک فرد کاملاً کمرو تبدیل شود. 4 .رفتارهای آموخته شده:کودکان از طریق مشاهده رفتار دیگران شیوه تعامل را یاد می گیرند.آن ها بیشتر رفتارها و عکس العمل های والدینشان را الگو قرار می دهند.والدین خجالتی فرزندانی خجول بارمی آورند. 5 .روابط خانوادگی:کودکانی که روابط خانوادگی و اجتماعی کمی دارند از حضور در اجتماعات امتناع می ورزند.[25] 6 .تجارب انتقاد آمیز و ناگوار:کودکانی که مرتبا از سوی والدین و اعضای خانواده شان مورد انتقاد و سرزنش قرار می گیرند دچار ضعف کمبود اعتماد به نفس و شرم ساری می شوند. 7 .توجه بیش ازاندازه:والدینی که مرتبا درباره گفته ها ونظرات دیگران راجع به کودک خود صحبت می کنند ممکن است ترس از ابراز وجود را در دل فرزندشان به وجود آورند.این کودکان تصور می کنند که دائما زیر ذره بین هستند و هر حرفی بزنند یا هر کاری که انجام دهند موشکافانه تجزیه وتحلیل خواهند شد[26].به همین دلیل ترجیح می دهند که هیچ صحبتی نکنند.
به طور کلی علل بروز این گونه احساس کمرویی و انزواطلبی را در کودکان و نوجوانان می توان به سه دسته علل شخصی _ اجتماعی_فرهنگی تقسیم کرد که ما در این جا به طور مختصر به هر یک می پردازیم. الف:علل شخصی:که شامل عامل وراثت،عامل زیستی،عامل عاطفی که شامل حسادت یا حقارت است. در سنین مدرسه به علت فشار و هیجاناتی که ممکن است تحمل کند.عامل ترس،مخصوصا اگر دائمی باشد و به عبارتی ترس از رویارویی با افراد دیگر. ب:علل اجتماعی:مانند فشار زیاد ازحد اجتماع،توقعات بالای اجتماع از جوان،سلطه طلبی یا خشونت های جامعه. ج:عوامل فرهنگی:سخت گیری های مذهبی در برخورد افراد با یکدیگر،آداب معاشرت های ساختگی و مصنوعی که به کودک یا نوجوان تحمیل می شود[27]. درمان کمرویی: کمرویی بیماری نیست که ،با داربرطرف شود و اقدامات پزشکی نیز بر آن تاثیر مستقیم ندارد به کودکان ونوجوانانی که با این مشکل درگیرند باید فرصتی داد تا تجربه های شخصی به دست آورند حتی اگر پیامد آن خرابی و یا زمین خوردن باشد البته باید برای جنب وجوش وفعالیت های آنان هم حد و مرزهایی قائل شد.و با نزدیک ترشدن به این افراد باید استعدادهای آن ها را فهمید و برای شکوفا کردن آن به فرد کمک کرد[28]. به منظور کمک به کودکان خجالتی می توان از نکات زیر بهره جست: 1 .قراردادن کودک در موقعیت های جدید:کودک را به محیط هایی که برای او آشنا نیست ببرید.اجازه دهید که با کودکان دیگر بازی کند.سعی کنید امنیت او را از هر لحاظ تامین کنید و آن چه را که دوست دارد در دسترسش قرار دهید. 2 .درک و پذیرش کامل کودک:حساس بودن نسبت به علایق و احساسات کودکان موجب می شود که والدین هر چه بیشتر به کودکشان نزدیک شوند و نه تنها به آن ها نشان می دهند که برای او ارزشی قائل اند بلکه موجب تقویت اعتماد به نفس او نیز می شوند. 3 .تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری دوباره:از مهمترین روش های درمان کمرویی توجه دادن فرد کمرو به قدرت تفکر،نحوه نگرش و بازخورد وی نسبت به پدیده های مختلف و ایجاد آمادگی لازم درونی برای ایجاد تغییرات مثبت در حوضه شناختی او می باشد[29]. 4 .فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی:ترغیب کودکان و نوجوانان کمرو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تاثیر بسیاری در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی آن هاداشته باشد. 5 .پرورش عزت نفس:کودک خجول و کمرو به احتمال زیاد خودپنداری منفی از خود در ذهن دارد و احساس میکند که مورد پذیرش هیچ کشی نیست.به همین دلیل بهتراست روش های دوست یابی کودک را تقویت نمود و او را وادار کرد تا خود برای دوستی پیش قدم شود.سعی کنید هرگاه کودک کار مثبت وارزنده ای انجام می دهد او را تشویق کنید.پژوهش ها نشان می دهند کودکانی که احساس خوبی نسبت به خود دارند کمتر دچار خجالت می شوند. [30] کمک والدین به فرد خجالتی: پدر ومادربیش ازآن که تصور می کنند،برزندگی فرزندانشان تأثیر دارند واز این روبه آنان توصیه میشود که. 1 ــ دقت داشته باشند تا لقب «خجالتی» به فرزندانشان ندهند .کودکان و(بزرگسالان)تمایل دارند تا صفاتی که به آنها نسبت می دهند،درونی سازی کرده وهمان گونه رفتار کنند . 2 ــ اجازه ندهید سایرین هم فرزندانتان راخجالتی صدا کنند زیرا گودکان یادمی گیرند که خودشان رااز طریق ،دیدگاه دیگران ارز یا بی کنند[31]. 3 ــ هیچ گاه زمانی که ،فرزندتان دچار شرمساری وخجالت زدگی شوداورا مورد انتقاد قرارندهید.همواره سعی کنید اورا درک کنید ،بااوهمدلی داشته باشید وحمایت گراوباشید. 4 ــ فرزندتان را تشویق کنید ،تااوبه شما اعتماد کرده ودرمورد مشکلاتش باشما صحبت کند. 5 ــ دربارۀ دوران کودکی تان وزمانی که خجالت می کشیدید ،بافرزندتان صحبت کنید وبرایش شرح دهید که چگونه با آن کنارآمده اید. 6 ــ همواره کودکاتان رامورد حمایت های عاطفی خودقرار دهید مثلاَ :به سخنان آنان گوش دهید.کهاین کار درجهت بالاتبردن عتمادبه نفس آنان بسیار مؤثراست. 7 ــ به فرزندتان مسولیت های متناسب باروحیاتوبا توجه به میزان توانایی جسمی وذهنی اوبدهیدتا به خوداعتماد کند[32]. ونیز این راباید درنظر داشت که کمرویی عارضۀ نیست که، یکباره رفع شود ،بلکه به تدریج وباصبر وتلاش فرد واطرافیانش است که رفته رفته ازبین می رود. درپایان لازم به ذکر است که کمرویی رفتاری است آموخته شده وتا حّدی نیز، الغا شده به افراد توسط دیگران .شناخت این مشکل اساسی درکودکان ونوجوانان نه تنهاباعث درک عیمق تر آنان می شود .بلکه زمینه های فراهم می آورد تا ،درطرح وبرنامه ریزی وبه کارگیری امکانات پرورشی،ویژگیهاوتفاتهای آنان مورد توجه قرار می گیرد.ودرنتیجه انتظارات مطابق ومتناسب با روحیات و ویژگیهایی کودکان در نظر گرفته شود. ومی توان به جرعت گفت که:کودکانی که از کمرویی رنج می برند ویا ازنظر دیگران کمروبه حساب می آیند،درهرشرایط روانی، اجتماعی واقتصادی که باشند .می توانند باتوکل به خداوند بخشندۀ مهربان ،اعتماد به نفس قوی وارادۀ فولادین بر کمرویی وهرمشکلی که درزندگیشان وجود دارد ،فائق آیند.
1ــ خانواده ها باید در تربیت فرزندانشان حساسیت بیشتری مبذول نمایند. 2ــ خانواده ی فرد خجالتی چون با آن بیشتر درتماس اند ،در وی میتوانند مؤثر ترباشند. 3ــ نباید به هیچ وجه فردی را مقیّد به برخی ازواژه های ورفتارهای کلیشه ای ،تا زمانی که فرد وآرد محیط اجتماعی گردید وباخیل عظیمی از رفتارها وواژها ی درست ونادرستی که برخورد ،دچارانظواطلبی وکمرویی نشود. 4 ــ معلمان نیز به عنوان دومین عامل مؤثر درافزایش ویا کاهش کمرویی باید به نقش اساسی خود در تربیت دانش آموزان از تمامی جهات به ،تفاوتهای فردی افراد بیشتر توجه داشته باشد تا بتواند دانش آموزان کمرو راشناسایی ودر از بین بردن این رفتاردرآن همت گمارد.
منابع ومآ خذ: 1 ــ کمرویی چیست؟ وچه باید؟ ـــ مؤلف: فلیپ .جی.زیمباردو ــ مترجم: ف.پارسا انتشارات: پرنیا ــ چاپ پائیز 1376 2 ــ روانشناسی کمرویی وروشهای درمان ــ مؤلف: دکترغلامعلی افروزـ اتتشارات:دفترفرهنگ اسلامی ــ چاپ پائیز1376 3ــ روانشناسی خجالت ــ مؤلف: دکترپی داکو ــ مترجم: بهروز آقائی ـ انتشارات:رسام ــ تاریخ چاپ:1371 4 ــ کمرویی وراههای درمان آن ــ مؤلف :ژان شارتیه . تالهوبرانته ــ مترجم:هوشیار.رزم آزما ــ انتشارات:سپنج ــ چاپ دوم:زمستان 1369 5ــ خانواده ونابسامانیهای روانی کودکان ــ مؤلف:دکتر علی قائمی ــ انتشارات:امیری ـــ چاپ اوّل پائیز1369 6 ــ رفتاروالدین وتربیت فرزندان ــ مؤلف: دکترعباس خورشیدی ــ انتشارات:یسطرون ـــ تاریخ چاپ: فروردین 1381 7ــ روانشناسی تربیتی ــ مؤلف:دکترعلی شریعتمداری ــ انتشارات: امیری کبیرـ چاپ:1376 8 ــ راهنمایی ومشاورۀکودک ــ مؤلف: دکتر عبدالله شفیع آبادی ــ انتشارات:سمت تاریخ چاپ: پائیز 1372 9 ــ مشکلات رفتاری کودکان ــ مؤلف: ایزولده اِنلهِ ــ مترجم: سپیده خلیلی انشارات: پیدایش ــ تاریخ چاپ:تابستان1382 10 ــ تحقیق خجالت وکوشه کیری ــ مؤلف: خانم ناهید طاهر خانی ــ زمستان 1383 11 ــ پایان نامه انزواطلبی وگوشه گیری در دانش آموزان ابتدائی ــ نویسنده : خانم زهرا گشتاسبی ـــ بهار 1376 12 ــ روزنامه ی شرق ــ مقاله :خجالت وکمرویی درکودکان ــ تاریخ نشر: چهارشنبه. 30 فروردین 1385 13 ــ روانشناسی تربیتی ــ مؤلف:رضا کرمی نوری .علیرضا مرادی ــ انتشارات:الهادی قم ــ تاریخ چاپ: 1367
[1] - روانشناسی خجالت- بهروز آقایی [2] - روانشناسی کمرویی - غلامعلی افروز [3] ــ روانشناسی تربیتی ــ رضا کرمی نوری [4] ــ روانشناسی کمرویی ــ علیرضا افروزـــ ص12 [5] ـــ کمرویی چیست؟ـــ فیلیپ .جی.زیباردو ـــ ص9 [6] ـــ روزنامه شرق ـــ مقاله خجالت [7] ـــ کمرویی چیست؟ـــ فلیپ.جی زیمباروــ ص15 [8] ـــ روان شناسی کمرویی ــ غلامعلی افروز ــ ص13 [9] ــ کمرویی چیست؟ـــ فلیپ.جی.زیمباردوــ ص51 [10] ــ نا بهسامانی روانی کودکان ـــ علی قائمی ــ ص16 [11] ــ نابسامانی های روانی کودکان ــ علی قائمی ــ ص16 [12] ــ همان ــ ص17 [13] ــ همان ــ ص18 [14] ــ پایان نامه ــ زهرا کشتاسیبی ــ ص12 [15] ــ نابسامانی های روانی کودک ــ علی قائمی ــ ص19 [16] ــ روانشناسی خجالت ــ پی داکو ــ ص31 [17] ــ کمرویی چیست؟ ــ فلیپ زیمباردو ــ ص31 [18]ــ روانشناسی خجالت ــ پی داکو ــ ص31 [19] ــ رفتار والدین وتربیت فرزندان ــ عباس خورشیدی ــ ص57 [20] ــ کمرویی وراههای درمان ــ ژان شارتیه.تالهو برانیه ــ ص81و82 [21] ـ راهنمای ومشاوره کودک ــ عبدالله شفیع آبادی ــ ص95 [22] ــ روانسناسی کمرویی ــ غلامعلی افروز ــ ص26 [23] ــ همان ــ ص27 [24] ـ روانسناسی کمرویی ــ غلامعلی افروز ــص28 [25] ــ روزنامه ی شرق ــ مقاله ی خجالت در کودکان [26] ــ همان [27] ــ نابسامانی های روانی کودکان ــ علی قائمی ــص27 [28] ــمشکلات رفتاری کودکان ــ ایزواده اِ نلهِ ــ ص31 [29] ــ روزنامه ی شرق ــ مقاله ی خجالت درکودکان. [30] ــ روانشناسی کمرویی غلامعلی افروز ــ ص39 [31] ــ روزنامه ی شرق . [32] ــ تحقیق (خجالت وگوشه گیری ) ــ ناهید طاهر خانی .
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 8:39  توسط عمران نجفی
|
در این مقاله به بحثهای در پیرامون خاتمیت (پیامبر) پرداخته ایم. معانی ازخاتمیت مطرح کرده و کمی دربارهی دیدگاه وآیات قرآنی واسلامی سخن گفته ایم واین بحث را نیز در کلام معصومین وروایات و احادیث از آن بزرگواران جستوجو نمودهایم . به تفسیری ازآن پرداخته وبعد نیز به بحث درموردخاتمیت یاقطع وحی تشریعی پرداخته ایم.مقداری نیز به رابطه ی بین ختم نبوت وامامتپرداخته وگفتاری از دانشمندان وبزرگان وصاحب نظران رادر این زمینه بیان کردایم.ودرآخرچند پرسش وپاسخ در این زمینه را بیان نموده ایم وجمع بندی ازاین مقاله به عنوان نتیجه گیری به دست آورده ایم. ____________________________________________________
با نظر بر اینکه در سال پیامبر اعظم قرارداریم.نیاز است تابااین رسول عظیم والشان اسلام بیشتر آشنا شویم که خداوند فرمود ((این جهان را به خاطراو خلق کرده است )) واز رو موضوع این مقاله رادر بارهء خاتمیت پیامبر(ص)انتخاب کردام.وبه مباحث مختلفی در رابطه باهمین موضوع پرداخته ام که امیدوارم مطالب آن مفید واقع شود.
معناي لغوی خاتميّت : كلمه «خاتم» در لغت عربي چند لغت هموزن دارد مثل طابع و حاتم و چند لغت ديگر . همة اينها معني ابزار و آلت را مي بخشد . خاتم يعني (مايُخْتَم به) يعني چيزي كه به وسيله او پايان داده مي شود . معناي كلمة خاتم النبيّن در قرآن واضح و روشن است كه معنايش ختم كنندة پيغمبران است . اسم فاعل است كه معناي كنندگي مي دهد . خاتم النبيّن يعني پايان دهندة پيغبران ، استاد مطهري در كتاب «خاتميّت» در خصوص بحث لغوي خاتم آورده اند كه اگر «خاتم» را با كسرء حر ف تاء بخوانيم معناي عبارت خاتم النبيّن مي شود پايان دهنده پيغمبران امّا اگر آن را با فتحه تا بخوانيم به معناي عبارت افزوده مي شود و معناي آن بدين صورت مي گردد كه نامه نبوّت ، كتاب نبوّت ، درس نبوّت با پايان يافتن رسالت حضرت خاتم ، به پايان مي رسد . در روايات مشهوري كه، هر دو فرقه مسلمين آن را ذكر كرده اند خطاب به علي (ع) از قول پيامبر (ص) آمده است . «انت مني به منزله هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي» نسبت تو با من نسبت هارون است به موسي ، با اين تفاوت كه بعد از من پيامبري نخواهد بود. [1] و نيز در تفسير نمونه در خصوص معناي خاتم آمده است كه خاتم (بر وزن حاتم) آنگونه كه ارباب لغت گفته اند به معني چيزي است كه به وسيله آن پايان داده مي شود و نيز به معني چيزي آمده است كه با آن اوراق و مانند آن را مهر مي كنند . در گذشته و امروز اين امر معمول بوده و هست كه وقتي مي خواهند ، در نامه خانه اي را ببندند و كسي آن را باز نكند روي در ، يا روي قفل آن ماده چسبنده اي مي گذارند و روي آن مهر مي زنند كه امروز از آن تعبير به لاك و مهر مي شود . مهري كه بر اينگونه اشياء مي زنند «خاتم» مي گويند و از آنجا كه در گذشته گاهي از گلهاي سفت براي اين كار استفاده مي كردند ، لذا در متون بعضي از كتب معروف در معني لغت خاتم مي خوانيم «مايوضع علي الطيفه» (چيزي كه برگل مي زنند)[2]. اينها همه به خاطر اين است كه، اين كلمه از ريشة ختم به معني پايان گرفته شده و از آن جا كه اين كار در خاتمه و پايان كار صورت مي گرفته نام خاتم برآن وسيله گذارده اند . و ديگر معني كه از خاتم در كتب ديگر اديان نموده اند «انگشتري» مي باشد و اگر به اين معنا ست به اين خاطر است كه نقش مهرها را معمولاً روي انگشتري هايشان مي كندند . به وسيله انگشتر نامه را مهر مي كردند . روشن است كه خاتم گرچه امروز به انگشتر تزئيني نيز گفته مي شود . ولي ريشه اصلي آن از ختم به معني پايان، گرفته شده است . پس چه كلمه را ما خاتَم بخوانيم چه خاتِم ، ازاین نظرکه پيغمبر اسلام آخرين پيغمبران است هيچ فرقي نمي كند . زيرا كه كلمة خاتم ،همه جاي قرآن به معناي «پايان دادن و مهر نهادن» به كارمي آمده است .
تعريفی از خاتميّت : « ماكانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحدٍ مِنْ ءِ جالِمُمْ وَ لكِنْ رَسولَ اللهِ وَ خاتَممُ النَّبيِّن » تعريفی که برخي از علماء اسلامي از خاتم و خاتميّت کرداند ،از این قراراست كه مي گويند )): الخاتِمُ مَنْ خَتَمَ الْنَراتِبَ بِاَثيرها يعني خاتم )) پيغمبر خاتم آن پيغمبري است كه جميع مراتب را طي كرده است و ديگر مرحله طي نشدني يا طي نشده از نظر او و ازنظر كار او وجود ندارد3.
اين تعريف صرفاً به اين جهت توجه نکرده است كه پيغمبر ديگر بعد از او نخواهد آمد . بلكه علّت اين اين مطلب كه چرا ديگر پيغمبر صاحب شريعتي نخواهد آمد نيز ذكر شده كه گفتني هاي ديگر از نظر نبوّت وجود ندارد . مسائلي كه بشريّت از راه وحي و الهام بايد آنها را به دست آورند و از اين راه بايد به بشر الهام بشود ، نامتناهي نيست و محدود است . وقتي آنچه كه در استعداد آدمي است ، بيان شد مطلب ختم مي شود . آنوقت افرادي بعد از پيغمبر خاتم مي آيند كه در حدود درجه بسياري از پيغمبران گذشته هستند يا بالاتر از آنها ، امّا اينها ديگر نمي توانند پيغمبر باشند اين يك تعريفي است كه درباره خاتميّت نموده اند ، اين تعريف هم شامل معارف الهي مي شود و هم شامل مقررات اخلاقي و اجتماعي و عبادي .
______________________________________________________ 3.خاتمیت- مطهری- 70
گفتار دانشمندان در مورد خاتم : «ابن فارسي» كه يكي از دانشمندان بزرگ علم لغت است مي نويسد : معناي اصلي «ختمن «به آخر رسيدن» است در زبان عربي مي گويند «ختمت العمل» يعني كاري به آخر رساندن و همچنين مي گويند «ختم القاري ء اسوه» يعني قاري قرآن سوره را به پايان رسانيد ،و تا آخر آن را خواند واز این رو پيامبر ما را «خاتم الانبياء» مي گويند . چون آخرين پيامبر الهي است و ((ختامه مسك)) كه در قرآن آمده يعني آخرين چيزي كه از آشاميدن آن شراب درك مي كنند4 . [3] و نيز آيت ا… سبحاني از قول ((ابوابقاء عكبرين)) دانشمند معروف می فرماید در آيه «ولكن رسول الله و خاتم النبين» مي نويسد : خاتم به فتح تاء يا فعل ماضي از باب مفاعله است يعني مُحَمَّد (ص) پيامبران الهي را ختم كرد . و يا مصدر استكه بنابراين «خاتم النبين به معناي ختم كننده ي پيامبران خواهد بود و ياآنطور كه ديگر دانشمندان گفته اند ، خاتم به فتح تاء اسم است به معناي آخر و آخرين و يا آنطور كه بعضي ديگر گفته اند به معناي آخر و آخرين و يا آنطور كه بعضي ديگر گفته اند به معناي اسم مفعول است «خاتم النبيّن» يعني «مختومبه النبويون» يعني پيامبران الهي به پيامبر اسلام مهر و ختم شدند . اين چهار احتمال در صورتي است كه «خاتم» به فتح تاء قرائت شود و اگر به كسره تاء قرائت شود چنانكه اين گونه نيز قرائت شود نيز به معناي آخر و آخرين است و اگر اين پنج احتمال را در نظر بگيريم نيز پيامبر آخرين پيامبران الهي است و پس از او پيامبر ديگري نخواهد آمد . [4] و در كتاب خاتميّت آيت ا.. سبحاني آمده كه : ائين منظور در لغتنامه ي بزرگ خود آورده كه «ختام القوم» يعني آخرين فرد قوم و «خاتم» از نامهاي رسول گرامي اسلام است5 و خاتم النبين در آيه «ولكن رسول ا… و خاتم النبيّن» به معناي آخرين پيامبراست و يكي از نامهاي رسول اكرم (ص) «عاقب» است و آن نيز به معناي آخرين پيامبر است و اینگونه است كه نظر اكثريّت علماء بزرگ اسلام و غير اسلامي بر اين اصل استوار است كه محمّد(ص)آخرين پيامبر و رسول از طرف پروردگار است و با امدن او حجت بر مردم تمام شد و پيامبران اتمام يافتند. خاتميّت از ديدگاه قرآن : «ماكان محمداً با احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيّن و كان الله بكل شي ء عليها»6 محمد پدر هيچ چيك از مردان شما نيست بلكه پيلمبر خدا و ختم كننده ي پيامبران است و خدا به همه چيز داناست . از رسمها و سنتهاي غلط جاهليّت اين بود كه : «پسر خوانده» خود را به منزله ي پسر حقيقي خود مي دانستند و با او بسان فرزندان واقعي خود رفتار مي كردند . مثلاً ، اگر پسر خوانده شان زنش را طلاق مي داد باآن زن ازدواج نمي كردند و اسلام براي نفي اين سنت غلط پيامبر را مأمور كرد كه با «زينب» همسر زيد كه پسر خوانده ي آن حضرت بود و همسر خود را طلاق داده بود ، ازدواج كند و مردم به پيامبر خورده گرفتند و خداوند براي كوبيدن اين افكار ، در آيه ياد شده چنين فرمود : «محمد پدر هيچ يك ار مردان شما نيست و «زيد» هم يكي از آنان است . آري ، او پدر شما نيست بلكه خاتم پيامبران و آخرين پيامبران الهي است كه باب نبوّت و پيامبري به وسيله ي او ختم شده و پس از او پيامبر ديگر و شريعت ديگري نخواهد آمد و شريعت و پيامبري او تا روز قيامت باقي خواهد ماند و اين بود يكي از دليلهاي قرآني بر خاتم بودن محمّد (ص) وگواه دوم از قرآن در اين خصوص اينگونه مي فرمايد كه «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون»7 ما قرآن را نازل ساختيم و آنرا تا روز قيامت از باطل شدن و از راه پيدا كردن هر باطلي به آن نگهداري و حفظ خواهيم كرد» . 6ـ سوره احزاب آيه 40 7. سورهحجر-آیه 9 طبق مفاد اين آيه قرآن آن چنان كتاب حق و استواري است كه باطل به آن راه ندارد و تا روز قيامت از نفوذ باطل به آن مصون و محفوظ است و نتيجه اين كه : «حجت قرآن ابدي است و ابدي بودن حجت قرآن مساوي است با ابدي بودن رسالت پيامبر گرامي (ص) و شريعت اسلام و اينكه پس از او پيامبر و شريعت ديگري نخواهد آمد .»8 خاتميّت درروايات واحادیث : با اينكه قرآن مجيد با صراحت هرچه كاملتر ، به خاتميّت نبوّت پيامبر اعظم (ص) اشره نموده است براي محكم كردن اين حجت به احاديثي از رسول اعظم (ص) و معصومين و ائمه اطهار مي پردازيم .احادیثی ازپیامبر«ص»: هنگاميكه رسول گرامي (صلي الله عليه و آله) با عده اي از مسلمانان به «غزه ي تبوك» مي رفتند علي (عليه السّلام) درخواست كرد كه در ركاب پيامبر شركت كند ، رسول گرامي فرمود (( نه ))، علي (ع) در اين موقع به گريه افتاد ، گفت : دوست دارم كه خدمت شما باشم . 1 - پيامبر گرامي (ص) فرمودند: «لما ترضي ان تكون من منزله هارون من موسي الا لا نبي بعدي» . يعني آيا راضي نيستي به من مانند هارون نسبت به موسي باشي و منزلتي كه هارون نسبت به موسي داشت ، تو نسبت به من داشنه باشي با اين تفاوت كه بعد از من پيامبري نخواهد آمد»که آن به « حديث منزلت مشهور است .» و در اين حديث پيامبر به صراحت خاتميّت خود را بيان نموده است . 2 - معاذبن جبل مي گويد : پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود : ياعلي اخصمك بالنبوه فلا نبوه بعدي اي علي من بر تو با نبوتم احتجاج مي كنم ، زيرا پس از من پيامبري نيست و … 3-ابي ذر غفاري مي گويد پيامبر فرمود10 : انا خاتم النبين … من ختم كننده پيامبران هستم . __________________________________________________ 8ـ خاتميّت از ديدگاه قرآن ـ جعفر سبحاني ـ ص 40 9 ـ اين حديث را بدان جهت حديث منزلت ناميدند كه پيامبر در آن خود را به به منزله موسي و علي «ع»به منزل هاررون فرضي نموده اند . 10ـ سايت اينترنتي ـ www.piammbr.com
روايات امام علي (ع) : علي (ع) در نهحج البلاغه مي فرمايد : «الي ان بعث الله محمّداً صلي الله عليه و آله لا نجاز عدته و اتمام نبوّته.»11 خداوند براي محقق ساختن وعده ي خود و تمام كردن و به پايان رسانيدن نبوّت ، حضرت محمد (ص) را مبعوث ساخت . و نيز مي فرمايد : «ارسله علي حين فتره من الرسل و تنازع من الا لسن فقض به الرسل و ختم به الوحي» خدا پس از مدتي كه پيامبر نفرستاده بود و مردم از دعوت انبياء دور مانده و گرفتار اختلاف و دعاء و كشكمش و جنگ بودند . [5]پيامبر گرامي را فرستاد و او را بعد از همه ي پيامبران قرار داد و وحي نبوّت را به وسيله او ختم كرد12.
روايات امام حسن مجتبي (ع) : از امام حسن (ع) روايت شده كه آن حضرت در ضمن خطابه اي فرمود : «انابن نبي الله ، انابن خاتم النبيّن و سيّد المرسلين» من پسر آخرين پيامبر الهي وسرور فرستادگان هستم13 . روايات از امام حسين (ع) : آن حضرت در دعاي عرفه فرموده اند : «الحمدلله حمد ايعادل حمد ملائكته المقربين و انبياء المرسلين و صلي الله علي خيرته محمد خاتم النبيّن و آله الطاهرين» ستايش از آن خداي است ، ستايشي كه معادل ستايش فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل او است و درود بر گزيده اي بندگان او ، محمّد خاتم پيامبران و فرزندان پاك او باد . روايات از امام سجاد(ع): از اين امام گرانقدر نيز رواياتي شده است كه بيانگر خاتميّت پيامبر مي باشد . امام سجاد (ع) مي فرمايد : «اللهم صل علي محمّد خاتم النبيّن و سيّدالمرسلين و علي اهل بيته الطيبين»14 خدايا بر محمّد آخرين پيامبر و سرور پيامبران مرسل است و بر اهل بيت و خاندان پاك او درود بفرست و به همين گونه تمام دوازده اما بر خاتميّت پيامبر گرامي گواهي
داده و دربارة آن احاديثي بسيار زيبا فرموده اند كه ذکر آنها به درازا مي كشد ، پس به همين دليل با حديثي از امام زمان در همين باره اين فصل را به اتمام مي رسانيم امام زمان در ضمن جواب نامه ي احمد بن اسحاق مي نويسد : مثم بعث محمّداً صلي الله و عليه و آله رحمه للعالمي و تتم به نعمته و ختم به انبيائه و ارسله الي الناس كافه» سپس خداوند محمّد را كه براي جهانيان رحمت است برانگيخت و تعمت خود را با او به اتمام رسانيد و پيامبران را با او ختم كرد و او را براي هدايت همگان فرستاد .
خاتميّت يا قطع وحي تشريعي : خاتميّت را در مباحث قبلي تعريف و آن را از ديدگاه قرآن و ائمة معصوم مورد بعث قرار داديم و با اتمام رسول و نزول قرآن بر محمّد (ص) دين بر مردم كامل شد و اسلام به عنوان آيين جاودان پذيرفته شد . كمال دين در اين است كه همة مسائل مربوط به دين اعم از اصول و فروع بر پيامبر گرامي نازل شده و او نيز به گونه اي در اختيار امت قرار داده است . ولي در كنار اين اصول واقعيتي است كه نمي توان از آن صرف نظر كرد و آن اين است كه مدّت رسالت پيامبر (ص) از 23 سال تجاوز ننمود . در مرحله نخستين، كه محيط مساعد نبود،تا رسول گرامي به تبيين تمام مسائل مربوط به عقايد و احكام اسلامي بپردازد و آنچنان خفقاني بر محيط آن زمان وارد بود كه به دستورالهي به يثرب مهاجرت نمود . زندگي پيامبر (ص) در مدينه با حوادث گوناگوني روبرو بود و آن حضرت در اين سالها تحت فشار زيادي بود . نبي اسلام با اين همه گرفتاري ها تا آنجا كه توانست اصول و كليات احكام الهي را براي مردم تبيين كرد، و او در سخنان خود به حكم وحي الهي يادآورو . پس با اين حال بايد گفت كه پيامبر خاتم پيامبران است و با رحلت او وحي تشريعي قطع شده است و او هرچه بشريّت به آن نياز دارد گفته است . امّا با گرفتاري ها و كشمكش هايي كه براي پيامبر در مدت رسالتش ايجاد شد،مانع از آن شد كه پيامبر به تبيين برخي از اصول و احكام عملي نائل آيد . اينجاست كه گروهي به امر الهي مأمور به تبيين آنچه پيامبر به توضيح آن نائل نيامده است ، شدند ، اين گروه همان عترت رسول گرامي (ص) هستند،كه در احاديث فراواني به معرف آنها پرداخته اند كه در اينجا جاي بحث نیست. و ائمه (ع) نيز كه مراجع امت در تبيين احكام الهي هستند با مراجعه به كتاب علي«ع» و الهامات و آموزشهای غيبي به تبيين احكامي كه تشريع شده بود نه احكام جديد مي پرداختند ونمی توان بر علم ائمه (ع) ايرادي گرفت . امامت و ختم نبوّت : بگو اي مردم من فرستاده خدا به سوي همگي شمايم15[6] . او كه ختم كننده نبوّت است با آييني كه نور و هدايت است برانگيخته شد تا بشر را راهنمايي كند . اكنون اين سؤال به ذهن مي آيد كه اگر پيامبر صلي الله عليه و آله همه هدايت را براي همة بشر آورده و دستمايه اين هدايت قرآني است كه تفسير كنندة آن نيز خود پيامبر است ، جايگاه امامت چيست ؟ امام باقر در اين باره مي فرمايد : كه پيامبر قرآن را براي يك نفر تفسير نمود و مقام آن شخص را به امت معرفي نمود كه او علي ابن ابي طالب (ع) است . پس امامت به معني آن است كه شخص در حد و اندازه پيامبر صلي الله عليه و آله علومي را از جانب خداوند بر رسول (ص) فرودآمده ، از اينان دريافت كند و به مرور ، در حد ظرفيّت مخاطبان و اقتضاي شرايط به آنان منتقل فرمايد . با اين وصف امامت «ادامه هدايتگري رسول خدا (ص) با پشتوانه علم دريافتي از آن حضرت و متكي به حفظ و عصمت الهي» است و تعارضي با ختم نبوّت ندارد .
پاسخ به چند پرسش در محوریت بحث خاتميّت : حال به بررسي چند سؤال در مورد خاتميْت مي پردازيم : سؤال اوّل : خاتميّت چگونه با سي تكاملي انسان سازگار است ؟ حال آنكه بشريّت در حال تكامل است پس چگونه ممكن است دفتر نبوّت به كلي بسته شود ؟ با توجه به تفسير نمونه
اين سؤال با در نظر گرفتن اين نكته كه گاه انسان به مرحله اي از بلوغ فكري و فرهنگي مي رسد كه مي تواند با استفاده مستمر از اصول و تعليماتي كه نبي خاتم به طور جامع در اختيار او گذاشته راه را ادامه دهد بي انكه احتياج به شريعت تازه اي داشته باشد . بنابر اين نيازي نيست كه با گذشت زمان همواره دين و آئين تازه اي پا به عرصه وجود بگذارد .
امّا مسأله رهبري و امامت كه همان نظارت كلي بر اجراي اين اصول و قوانين و دستگيري از در راه ماندگان مي باشد مسئله ديگري است كه انسان هيچ وقت از آن بي نياز نخواهد بود به همين دليل پايان يافتن سلسلة نبوّت هرگز به معني پايان يافتن سلسلة امامت نیست.
سؤال دوّم : گذشته از مسأله سير تكاملي بشر كه در سئوال اوّل مطرح بود سئوال ديگري نيز مطرح مي شد . دوم اينكه مي دانيم مقتضيات زمانها و مكانها متفاوتند و به تعبير ديگر نيازهاي انسان دائماً در حالي كه شريعت خاتم قوانين ثابت دارد آيا اين قوانين ثابت پاسخ گوي نيازهاي متغيرر انسان در طول زمان مي باشد ؟ و اين سئوال را با توجه به اين نكته مي توان پاسخ گفت ، كه اگر تمام قوانين اسلام جنبه جزيي داشت و براي هر موضوع حكم كاملاً مشخص و جزئي تعيين مي نود جاي اين سئوال بود حال آنكه در دستورات اسلام يك سلسله اصول كلي و بسيار وسيع و گسترده وجود دارد كه ميتوان بر نيازهاي متغيير منطبق شود و اينگونه است كه جاي اين سئوال نيست . و بنابراين اين مصداقهاي قوانين است كه تغيير مي كنند ،نه مفهوم كلي آن16.
______________________________________________________ 16 ـ تفسير نمونه جلد 17 ص 336
نتيجه : و بنابراين عقل هيچ گاه بي نياز از وحي نيست . عقل از معنا آفريني براي جهان عاجز است . وحي ماهيّتي وراي عقل دارد نه هاهيتي تاريخي بلكه ماهيتي فراعقلي ، وحي عقل را در رازگشايي از جهان هستي و مسائلي نيز ايمان و مرگ و تفسير هستي ياري مي دهد و در اخر اينكه خاتميّت پيامبر به معناي نقطه ي پايان نياز عقل انسان به وحي خدايي نيست . بلكه راهي براي بازخواني و فهم و درك پيام وحي است كه همچنان مسأله است و به گفته ي آقاجري «دين از جايي آغاز مي شود كه پاي عقلي قدرت رفتن در آن و آدم ي را ندارد و حقيقت دين در جايي است كه ماوراء عقل انسان است . و با ختم پيامبر (ص) در آسمان بسته نمي شود و همچنين آموزش هاي ديني و تجربيات اسلامي و حتي عارفان خارج از اين فرهنگ نشان مي دهند كه هرگز در علم حضوري بسته نيست و با اين حديث مقالة خود را پايان مي بريم كه بزرگي مي فرمايد : «خداوند بندگاني دارد كه نبي نيستند امّا نبوّت به آنها غبطه مي خورد .» «التماس دعاء»
فهرست منابع: ۱ـ خاتمیت_ شهید مطهری_چاپ اول ازانتشارات صدرا(1366)-ص- 18 - 19 – 70.
۲ـ ختم نبوت- شهید مطهری- چاپ چهاردهم – از انتشارات فجر (1380)
۳ـ خاتمیت از دیدگاه عقل وقرآن – شهید مطهری- چاپ انتشارات دارالکتب اسلامیه شهریور(1353)- ص- 30- 31- 33- 40- 96.
۴ـ تفسیر نمونه – آیت والله مکارم شیرازی-جلد- هفدهم- انتشارات دارالکتب اسلامیه ص- 336- 338. ۵ـ نهج البلاغه- مترجم سیدجعفرشهیدی- جلددوم- انتشارات افست- خطبه ی اول ص-16-خطبه ی 129- ص-22. ۶ـ سایت اینترنتی .. www.piammbar.com ۷ـ سایت اینترنتی .. www.piammbarazam.com
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 8:33  توسط عمران نجفی
|
بسمه تعالي
مقدمه : مقطع ابتدايي زير بناي مقاطع ديگر تحصيلي مي باشد و در مقطع ابتدايي نيز پايه اول اساس پايه هاي ديگر مي باشد و هر چقدر دانش آموزان در اين پايه بهتر آموزش ببينند در پايه هاي ديگر راحت تر هستند و بالعكس ؛ در پايه اول دو درس رياضي و فارسي ( قرائت فارسي و املاي فارسي ) كليدي هستند و بيشترين ساعات به اين دو درس اختصاص مي يابد و از بين دو درس ذكر شده درس فارسي از اهميت دو چنداني برخوردار مي باشد. طوري كه بدون يادگيري درس فارسي , يادگيري دروس ديگر تقريباً غير ممكن مي باشد. اهميت نوشتن و نياز به صحيح نوشتن در ايجاد ارتباط با ديگران بر کسي پوشيده نيست. در همين ارتباط از ابتداي آموزش رسمي خواندن و نوشتن، به دانش آموزان ميآموزيم که چگونه بنويسند و چه اقداماتي در اين باره انجام ميدهيم تا بتوانند آموختههاي خود را در موقعيتهاي مختلف به کار گيرند. مهمترين ماده درسي که اين وضعيت را بر عهده دارد، املاي فارسي است. املا در لغت به معني پر کردن، بر سر جمع گفتن، تقرير کردن مطلبي تا ديگري آن را بنويسد، است. در زبان فارسي کلمهاي معادل املا و ديکته نداريم، ولي ميتوانيم «از بر نويسي» يا «گفتار نويسي» را جايگزين کلمه املا يا ديکته کنيم. منظور اين است که شخص گفتههاي ديگران را بدون ديدن آن کلمات بنويسد. با توجه به اين که درس املا بناي علمي در يادگيري ساير دروس است و توجه به اين مهم، يکي از ضروريات نظام آموزشي ماست و از طرفي روشهاي متداول املا نميتواند راه گشاي مشکلات آموزشي در اين درس باشد، لذا در اين مجموعه سعي شده است چندين روش متنوع و جالب براي املا و تصحيح آن،بررسی اختلالات املایی و نحوه درمان آنها،روش های ایجاد انگیزه املا و موارد مهم دیگری در مورد املا ارائه شود.
اصول و مباني املا مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زير تقسيم مي شود: 1- آموزش نوشتن غير فعال ( رونوسي ) 2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا ) 3- آموزش نوشتن فعال پايه يك ( كلمه سازي ) 4- آموزش نوشتن فعال پايه دو ( حمله سازي ) 5- آموزش نوشتن فعال ( خلاق ) انشا و انواع آن با توجه به مشكل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين كردن صحيح صورت نوشتاري حروف , كلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست . دانش آموزان بـايـد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند بخوبي بين صورت تلفظي كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پيـونـد مناسبي بـرقـرار كنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله نويسي , انشا و به طور كلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا بايد نكاتي را در باره صداهايي كه بوسيله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند : الف) آنها را خوب بشنوند + تشخيص دقيق كلمه + ادراك كلمه ب) آنها را خوب تشخيص دهند + يادآوري و مجسم ساختن تصوير + بازشناسي كلمه صحيح در ذهن. ج) آنها را درست بنويسند + نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه + بازنويسي كلمه و توالي مناسب آنها.
اهداف درس املا املا واژه اي است عربي و معناي آن نوشتن مطلبي است كه ديگري بگويد يـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـي دوره ابتدايي اهداف زير را در بر مي گيرد. 1- آموزش صورت صحيح نوشتاري كلمه ها و جمله هاي زبان فارسي 2- تشخيص اشكالات املايي دانش آموزان و رفع آنها 3- تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي. بديهي است با نوشتاري كه با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نمي شود . بنابراين , لزوم توجه به اين درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـويسي , دانـش آمـوزان را يـاري مي كند تا مهارت هاي خود را در زمينه هاي زير تقويت نمايند. 1- گوش دادن با دقت 2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم ) 3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي ( نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال) نكات برجسته روش آموزش املاي فارسي : 1- توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن 2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات در هر جلسه املا 3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني 4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون اهمیت املا املا یکی از درس های مهم دوره ابتدایی است كه برخي ا ز نتايج عبارتند از: 1 – يادداشت كردن مطالب مهم به خصوص در سالهاي بالاتر تحصيلي . 2 – براي برقراري ارتباط مفيد كتبي با ديگران و بيان در ست مطاب در غالب كلمات. 3 – ارتباط درس ديكته با دروس ديگر . 4 – ايجا دمهارت و هماهنگي بين اعضا ء بدن . 5 –نوشته هر كس نماينده ي شخصيت ا وست 0 6 –بيشتر مشاغلي كه افراد تحصيل كرده در اجتماع دارند به صحيح و دقيق نوشتن نياز دارند. انواع املا جهت ايجاد تنوع و تحريك رغبت و علاقهمندي دانشآموزان ميتوان از انواع مختلف و متعدد املا كمك گرفت كه در ذيل به پارهاي از آنها اشاره ميشود: 1- املاي تقريري (معلم متني را كه قبلاً تهيه كرده بتدريج قرائت ميكند تا فراگيران بنويسند) 2- املاي كامل كردني(معلم تعداد لغاتي مثلاً 20 كلمه كه داراي ارزش املايي هستند را انتخاب ميكند و سپس جاي آنها را در متن آماده شده جهت تكثير خالي ميگذارد. آنگاه متن كامل را خودش ميخواند و دانشآموزان جاهاي خالي را با توجه به قرائت معلم پر ميكنند) 3- املاي تصويري(چند تصوير مانند درخت، حيوان و … در صفحهاي طراحي ميشود و سپس صفحات در اختيار فراگيران قرار ميگيرد و دانشآموزان نام شكل مورد نظر را مينويسند). 4- املاي گروهي(در هر گروه يك نفر به بقيه ديكته ميگويد. براي مثال در يك گروه سه نفري يك نفر املا ميگويد. يك نفر نظارت ميكند و نفر سوم مينويسد). 5- املاي والدين (والدين به عنوان تكليف شب به فرزندان املاء بگويند). 6- املاي تقويت حافظه: بدين صورت که معلم متني را روي تخته مينويسد و سپس متن را براي دانشآموزان ميخواند و سپس روي نوشتههايش روي تخته پرده ميکشد و بچهها بايد هر آنچه از متن فهميدهاند را بنويسند. سپس معلم پرده را از تخته برميدارد و بچهها متن خود را با متن تخته مقايسه ميکنند و به خود امتياز ميدهند. 7- املاي سفره اي: اين روش املا را مي توان خارج از چهار ديواري كلاس ودر حياط مدرسه بر گزار كرد .يك موكت در حياط مدرسه پهن كرده ، بعد از دانش آموزان خواسته به صورت گروهي و دايره وار نشسته و پشت سفره اي را كه به ابعاد (40 *40 ) است در وسط گروه قرار دهند و با ماژيك وايت برد ،متني را كه معلم در قالب كلمه و تركيب قرائت مي كند بنويسند . در اين روش هر سطر را يك نفر از افراد گروه مي نويسد وبقيه نظارت مي كنند و در صورت وجود اشكال با مشورت هم به رفع آن مي پردازند. در پايان معلم در حضور افراد گروه به تصحيح املاي آنان مي پردازد .
8- املاي كوزهاي (كلماتي را كه دانش آموزان در زنگ بخوانيم ياد ميگيرند. در پايان زنگ بر روي تكههاي كاغذ نوشته و در كوزه مياندازند و معلم در جلسه بعد از بين كلمات موجود متني تهيه نموده و به كلاس ارائه مينمايد). 9- املاي كارتي : هر دانش آموز براي خود كارتي را تهيه مي كند كه به شكل يك جدول است ، ودر هر خانه آن يك كلمه از درس جديد را كه اهميت املايي دارد مي نويسد وبر روي ميز خود نصب كرده وتمام ايام هفته پيش رو دارد ودر روز برگزاري املا دانش آموز در صورت برخورد به مشكل در نوشتن يك كلمه مي تواند به كارت خود نگاه كرده وآن كلمه را بنويسد . 10- طراحي جدول و حل آنها (دانشآموزان بايد با توجه به متن كتاب درسي سوال طراحي نمايند، به طوريكه جواب آن يك كلمه باشد و سپس كلمات را وارد جدول نمايند). 11- املاي پاي تختهاي (معلم يكي از دانشآموزان را جهت نوشتن املاء پاي تخته صدا ميزند و بقيه دانشآموزان با توجه به نوشتههاي او املاء مينويسند). 12- املاي پردهاي (متن املاء يكي از دانشآموزان پاي تخته مينويسد و بقيهي دانشآموزان به متن با دقت نگاه ميكنند. سپس متن املاي نوشته شده به وسيلهي پردهاي پنهان ميگردد و بعد معلم شروع به گفتن همان املاء مي كند و تمامي دانشآموزان مينويسند و در پايان پرده كنار مي رود و دانشآموزان با توجه به تخته املاي خود را صحيح ميكنند). روش های ایجاد انگیزه در درس املا 1) املا به صورت گروهي. به اين شکل که بچهها را به گروههاي 5 يا 6 نفره تقسيم ميکنيم و در هر گروه، هر خط را يک نفر از گروه مينويسد و در انتها نمره گروهي ميدهيم و آن املا در پوشه کار گروهها قرار ميگيرد. 2) هر گروه يک متن املا با کمک تمام اعضاي گروه خود مينويسد و ما املاي همه گروهها را جمعآوري کرده و ميخوانيم و سپس يا بهترين متن ديکته را به کل کلاس ميگوييم و يا از هر گروه يک پاراگراف انتخاب کرده و ديکته تلفيقي تهيه کرده و به کل کلاس، ديکته ميگوييم. در اين صورت متن ديکته را بچهها انتخاب کردهاند. 3) بچهها را گروهبندي ميکنيم و سپس هر گروه متن ديکتهاي را مينويسد و براي گروه ديگر ميخواند تا آن گروه بنويسند. ديکته گروه به گروه نام ديگر اين ديکته است. 4) در روش ديگر، باز بچهها به گروههاي 5 يا 6 نفره تقسيم ميشوند. 10 کلمه مهم از درس انتخاب ميکنيم و از بچهها در گروهها ميخواهيم که هر کدام جملهاي را در ارتباط با درس بنويسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را کنار هم گذاشته و يک متن کوتاه و زيبا بسازد. 5) در مواقعي که شاگردي ضعيف است و در املا پيشرفت چنداني ندارد، ميتوان در هنگام ديکته دانشآموز ضعيف را کنار دانشآموز قوي نشاند تا بعضي از لغات را که برايش مشکل است، با مشورت بنويسد. در نتيجه دانشآموز ضعيف، هم آن لغت را به خوبي به ذهن ميسپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نميشود. البته اين روش نبايد به طور تکرار و هميشگي باشد. 6) در هنگام تصحيح کردن املا، معلم صحيح لغات را نمينويسد و دانشآموزان خودشان درست لغات را از کتاب پيدا ميکنند و بعد ما به آن املا نمره ميدهيم. يعني، ابتدا دور کلمات اشتباه خط ميکشيم و صحيح آن را بچهها مينويسند و ما به صحيح نوشتن آنها نمره ميدهيم. 7) روش ديگر اين است که معلم بهتر است متن ديکته را قبل از املا براي بچهها بخواند، ولي بچهها چيزي ننويسند و تنها گوش دهند. 8) بعد از املا هم بايد متن مجدداً خوانده شود، يعني در هر املا کل متن بايد سه بار خوانده شود. 9) در صورت ديگر املا، ميتوان شفاهي ديکته را خواند و بچهها لغات مهم آن را هجي کنند و در هوا بنويسند. 10) نوع ديگر املا ميتواند چنين باشد که شاگرد پشت سري کلمات را روي پشت فرد جلويي بنويسد و شاگرد جلويي از روش حرکت انگشتي فرد عقبي بتواند لغات را بفهمد و بنويسد که اين يک نوع بازي و املا است. 11) در روش ديگر به بچهها ميگوييم روزنامه با خود به کلاس بياورند و لغات را ببرند و از لغات بريده شده يک بند املا براي ما درست کنند و بر روي ورقه بچسبانند. يا اين روش ميتواند به صورت گروهي هم صورت گيرد. 12) ميتوان املايي را به صورت پليکپي بدون نقطه، بدون تشديد و يا به صورت لغات ناقص به دانشآموزان داد تا آنان در جاي مناسب نقطه بگذارند و يا تشديد قرار دهند يا لغات ناقص را کامل کنند. 13) ميتوان ديکته را به صورت لغات صحيح و غلط در کنار هم قرار داد تا بچهها کلمه غلط را خط بزنند. 14) روش ديگر املا ميتواند به صورت تصويري باشد. يعني، شکل را به دانشآموزان بدهيم تا آنان املاي صحيح آن را بنويسند. 15)ضبط متن املاء بر روي نوار و پخش آن در كلاس جهت نوشتن متن املاء 16) روش ديگر، ميتواند استفاده از آينه باشد که کلمات را بر عکس بنويسيم و بچهها با آينه درست آن را بنويسند و يا صحيح آن را بخوانند. 17) ديکته آبکي: روش ديگر، استفاده از آب و محيط حياط مدرسه است. بدين ترتيب که بچهها به صورت انفرادي و يا گروهي با خود آبپاش به مدرسه ميآورند و با آب ديکته را روي زمين بنويسند و گروهي نوشتههاي خود را تصحيح کنند. 18) روش ديگر در تصحيح املا اين است که دانشآموزان با اشتباهات خود جمله بسازند و يا ديکته به صورت جملهسازي از لغات مهم درس باشد. 19) کلمات مهم يا مشکل درس را روي پارچه بنويسند و سپس با خمير و يا نخ و سوزن کلمات را بسازند و يا بدوزند که در اين صورت املا با هنر و بازي توأمان ميشود (يادگيري تلفيقي) 20) دانشآموزان از اشتباهات خود در املا کلمات همخانواده، متضاد و يا هم معنا بنويسند. 21) براي آشنايي دانشآموزان با انواع صداها و لهجهها در هنگام ديکته گفتن و از اين که بچهها تنها به صدا و لحن معلم خود خو نگيرند، معلم ميتواند از اطرافيان خود بخواهد تا متن املا را بر روي نوار بخوانند و صداي خود را ضبط کنند و سپس آن متن را به کلاس بياورد و بچهها از روي آن نوار ديکته بنويسند و در هنگام ارزشيابي پاياني و يا هر زمان ديگر بچهها دچار مشکل نشوند. 22) همکاران معلم ميتوانند در املاهاي کلاسي جاي خود را تعويض کنند و به بچههاي کلاسهاي ديگر املا بگويند تا بچهها با انواع صداها و لحن و گويش در ديکته آشنا شوند. 23) دانشآموزان ميتوانند به والدين خود ديکته بگويند و والدين در املاي خود چند کلمه را اشتباه بنويسند تا بچهها آنها را تصحيح کنند و به پدر و مادر خود نمره دهند. 24) بچهها ميتوانند به معلم خود ديکته بگويند. هر گروه يک پاراگراف به معلم بگويد و در انتها گروهها ورقه معلم را تصحيح کنند و يا هر گروه پاراگراف مخصوص به خود را صحيح کند. البته بهتر است معلم چند کلمه را عمداً اشتباه بنويسد. 25) براي والدين بيسواد، فرزند ميتواند صداي خود را ضبط کند و از روي صداي خود به خودش ديکته بگويد يعني صداي ضبط شده خود را جايگزين صداي اولياي خود که بي سواد هستند، نمايد. 26) يکي ديگر از روشها براي تصحيح املا اين است که ميتوان املا را به بچهها داد تا تصحيح کنند، ولي در نهايت نمره نهايي را معلم بدهد و يا دانشآموزان تصحيح کننده با مداد کنار دفتر فرد، نمره بگذارند و بعد معلم، نمره خود را با نمرهاي که دانشآموزان داده مقايسه کند. 27) معلم لغاتي را بر روي مقوا مينويسد و مقوا را به تخته نصب ميکند و زمان کوتاهي وقت ميدهد تا دانشآموزان کلمات را به دقت نگاه کنند و سپس مقوا را جمع ميکند. در اين جا بچهها هر آنچه از لغات در ذهنشان مانده است را مينويسند و ما لغات و کلمات آنان را تصحيح ميکنيم تا دقت آنان سنجيده شود. 28) دانشآموزان املا را در هوا بنويسند و ما هم در هوا تصحيح کنيم نه با قلم و نه روي کاغذ. 29) روش ديگر املا که همراه با بازي هم است، اين است که دانشآموزان با گچ روي زمين مدرسه و حياط مدرسه ديکته بنويسند و سپس حياط را دستهجمعي بشويند تا آثار گچ حياط مدرسه را کثيف نکند. 30) معلم ميتواند املا را بر روي چندين کارت بنويسد و اين کارتها بين گروهها تقسيم شود تا تمام گروهها کارت را ببيند و سپس کارتها را جمع کرده و از روي آنها ديکته بگويد. لازم به تذکر است که روشهاي املا که به عنوان نمونه بيان گرديد را نبايد به عنوان روش واحد تلقي کرد. اگر هر روشي بيشتر از اندازه استفاده گردد، ارزش آموزشي خود را از دست ميدهد. لذا اگر معلم بنا به ضرورت و در نظر گرفتن تنوع، روشهاي متنوع املا را به کار گيرد نتيجه مفيدي عايد دانشآموزان خواهد شد. 31) املاي شانسي: معلم از قبل بر روي برگه هايي جداگانه و به صورت متنوع تمرينات املا را مي نويسد مثلا كلمات بدون نقطه ، كلمات بدون سر كج يا تشديد ، كلماتي كه دانش آموز بايد با آن ها جمله بسازد و يا جملاتي كه يكي از كلمات آن جا افتاده است، بعد آن ها را در جعبه اي قرار مي دهد و از هر گروه خواسته ، يك برگه را بردارند و آن را حل نمايند و در صورت صحيح بودن املا، از جوايز پشت برگه بهره مند شوند (اين جوايز شامل تشويق زباني ،برچسب هزار آفرين ،كارت تلاش هستند ). در نهايت گروهي كه بيشترين امتياز را كسب كند به عنوان گروه برنده معرفي مي شود .در اين روش تنوع تمرينات املايي وجوايز شور و هيجان خاصي به كلاس مي بخشد . 32) بازي اسم و فاميل- شهر- حيوان- ميوه(در اين نوع يكي از بچهها صدايي را انتخاب ميكند و بقيه دانشآموزان با توجه به صداي انتخاب شده موارد لازم را مي نويسند) 33) تعيين يك حرف يا صدا توسط معلم و ساختن كلمه و جمله توسط دانشآموزان 34) ارائهي چندين جمله به دانشآموزان و برقراري ارتباط بين جملات و ساختن متن منسجم با آنها توسط دانشآموزان خصوصيات متن املا 1 – معلم بايد متن درس يا دروس تدريس شده را به دقت مطالعه كند وكلمات داراي ارزش املايي را مشخص كند وبنويسد . 2 _ معلم با توجه به محتواي دروس ودر نظر گرفتن نكات تربيتي ، اخلاقي ، اجتماعي ، علمي و... داستان يا نوشته اي را با استفاده از كلمه هاي استخراج شده تنظيم كند . ( حتماً پيام ونكته اخلاقي در آن باشد.) 3 _معلم بايد تناسب كمّي وكيفي متن را با توجه به پايه وتوانايي دانش آموزان در نظر بگيرد . 4 _ اشتباهات واشكالات دانش آموزان در املاهاي قبلي را در نظر داشته باشد و آن كلمه را در متن جديد بگنجاند . روش قرائت املا : - قبل از املا يك بار متن املا براي دانش آموزان خوانده شود . _ صداي معلم براي خواندن املا بايد رسا وشمرده باشد . _ رعايت زبان معيار ( فارسي ) وتلفظ صحيح كلمه ها وتركيبات ضروري است . _ از تكرار زياد كلمات كه غير ضروري به نظر مي رسند پرهيز شود .( زيرا اين كار موجب كند نويسي وبي توجهي دانش آموزان مي شود .) _ هنگام قرائت ، نشانه هاي بكار رفته را ديكته كنيد تا دقيق و درست بنويسند . _ متن املا در پايان ، يك بار ديگر يك جا خوانده شود تا اگر برخي از بچه ها كلمه ها را جا انداخته اند بنويسند . تصحيح املاي فارسي تصحيح املا در كلاس به چند صورت امكان پذير است : 1 _ اگر عدّه دانش آموزان كلاس كم باشد ، معلم ، ديكته فرد فرد دانش آموزان را تصحيح مي كند و غلط هاي آنها را يادآوري مي نمايد وتمرينات متناسب با آن را مي دهد . 2 _ اگر عده دانش آموزان كلاس زياد باشد معلم مي تواند از دانش آموزان بخواهد كه املا ها را بايكديگر عوض كند تا نحوه تصحيح كردن را ياد بگيرند . 3 _ معلم مي تواند از يكي از دانش آموزان بخواهد متن املا را روي تخته سياه بنويسد و لغات ومشتقات آنها را به كمك معلم روي تخته سياه ، با نظم قيد نمايد ، تا دانش آموزان آنها را در دفتر هاي خود بنويسند . 4 _ معلم بهتر است املا ها را در كلاس تصحيح كند و زير لغاتي را كه دانش آموز اشتباه نوشته است خط بكشد واز دانش آموز بخواهد تا صحيح آن را با رنگ ديگر بالاي آن بنويسد يا براي آن جمله بسازد . 5 _ معلم مي تواند اجازه دهد دانش آموزان املا هاي خود را _ با كمال دقت از روي كتاب تصحيح كند . 6 _ تصحيح گروهي املا ها وتهيه فهرست خطاهاي املايي . معلم پس از جمع آوري املا ها آنها را با استفاده از رهنمود زير تصحيح وخطاهاي املايي كلاس را جمع بندي كند اين روش با مشاركت كامل دانش آموزان انجام مي شود ومعلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسي ومشكلات را استخراج مي كند . به اين ترتيب كه معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد وبه كمك يك دانش آموز ، غلط ها ي املايي را به طور صحيح رونويسي مي كند سپس املاي دومي ، سومي و... را در دست مي گيرد وبه كمك دانش آموزان ديگر صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي كند .البته هر جا كه غلط ها تكراري بودند جلوي اولين مورد آن يك علامت (مثلاّ *) مي زند در پايان با شمردن غلط ها ، اشكالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي كند . روشهاي تدریسي آموزش املا 1- روش آزمون – مطالعه – آزمون در اين روش در ابتدا يك متن را به عنوان ديكته براي دانش آموزان مي خوانيم و بعد از تصحيح آن را به دانش آموزان باز مي گردانيم سپس دانش آموزان باز مي گردانيم سپس دانش آموزان تا جلسه بعدي املا صحيح كلمات غلط موجود در املا خود را تمرين مي كنند. در جلسه بعد ار آن متن دوباره ديكته كفته مي شود كه معمولا بدن غلط و يا با غلط هاي محدودي همراه است. البته بايد توجه داشت كه متن دوم را با كمك كلماتي از متن اول كه از ارزش املايي بر خوردارند( اما در قالب جملات جديد) مي توان تهيه نمود تا ميزان پيشرفت دانش آموزان در زمينه حافظه ديداري هم سنجيده شود. 3- روش نمايش: به منظور تقويت بيشتر حافظه ديداري در رابطه با آموزش حروف هم صدا مانند(ص- ث- س ) ابتدا لغات مورد نظر را روي طاقهاي شفاف مي نويسيم سپس آنها را با استفاده لز اورهد روي پرده نمايش مي دهيم متلا كلمه(( صابون)) سپس روي حرف (ص) را مي پوشانيم و از دانش آموزان مي خواهيم يكي از سه حرف (س، ث، ص) را انتخاب كرده و كلمه را كامل كنند . سپس كلمه را كامل نشان مي دهيم تا اگر غلط حدس زده بودند آن را اصلاح كنند و درستش را كنارش بنويسيد . از اين روش به هنگام ديكته پاي تخته اي هم مي توان استفاده كرد وجود دستگاه اورهد الزامي نيست. دانش آموزان ابتدا كلمه را در دفتر خود بنويسيد بعد به تخته نگاه كنند و در صورت اشتباه درست آن را بالاي كلمه بنويسند. 4- روش تصحيح انفرادي : به دانش آموز ديكته گفته مي شود به عنوان تكليف منزل از او خواسته مي شود ديكته خود را با استفاده از كتاب تصحيح كند و از اين طريق متوجه غلطهايش مي شود و آنها را تمرين كنذ. 5- روش چند حسي: در اين روش چند حس بينايي - شنوايي- لامسه به كمك يادگيري املا كلمه مورد نظر مي آيند . اين روش بيشتر قبل از ديكته به منظور تمرين كلمات مشكل درس به كار گرفته مي شود. الف) از دانش آموز خواسته مي شود با دقت به كلمه ي مورد نظر ( اين كلمه از متن ديكته اي كه بعداًَ گفته خواهد شد انتخاب مي شود) كه پاي تابلو نوشته شده نگاه كند. ب) آن را بخوانند و كلمه مورد نظر را در هوا به صورت ذهني و با استفاده از انگشت خود بنويسد. ج) سپس آن را در جمله اي مناسب به كار برد . از اين طريق معناي كلمه را بهتر درك مي كند. و) كلمه را از پاي تابلو پاك كرده و به آنها فرصت مي دهيم تا كلمه را بدون خطا از روي حافظه بنويسند. د) كلمه را روي تابلو نوشته تا دانش آموزان آنها را با هم مطابقت دهد و به درستي يا نادرستي نوشته خود پي ببرد . حرفي از كلمه را كه از ارزش املاي برخوردار است قرمز نوشته و پاي تابلو مي نوسيم مانند ص در تصميم . از اين روش به عنوان يك تمرين و تكليف هم جهت تقويت حافظه ديداري دانش آموزان مي توان استفاده نمود. 6- كاربرد جمله سازي در زنگ املاء: آموزگار 20 جمله از 5 درس را كه داراي اهميت هستند انتخاب كرده و در هر جمله جاي يك كلمه با ارزش املايي خالي گذاشته مي شود تا دانش آموزان به تكميل آن بپردازند. (( بارم هر كلمه يك نمره است)) 1- خورشيد به قله ي .............................. نزديك مي شد. 7-آشنا كردن دانش آمزان با متن املاء: به منظور ياد آوري شكل كلمه هاي خوانده شده لازم است قبل از نوشتن املاء آموزگار يك بار آن متن را زا اول تا آخر بخواند و شاگردان به اين امر عادت داده شوند كه شكل كلي كلمه هاي خوانده شده را در ذهن خود مجسم كنند و آنها را به ياد آورند و گاهي هنگام خواندن متن املا آموزگار به شاگردان اجازه دهد كه بگويند نوشتن چه كلمه اي را نمي توانند و معلم راجع به آن كلمه توضيح آموزشي بدهد تا دانش آموزان بدهد تا دانش آموزان شكل نوشتاري كلمه ي مورد نظر را ياد آمورند ، از اين طريق ، شكل كلمه در ذهن شاگرد بيشتر تثبيت مي گردد و ياد گيري عميق تر مي شود. آموزش املا به صورت گام به گام عناصر ديگر روش آموزش املا را به صورت زير هم ميتوان مرحله بندي كرد : گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان گام سوم , تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي گام چهارم , تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشكالات املايي استخراج شده. گام اول , انتخاب متن : در انتخاب متن املا به موارد زير توجه شود : - متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهايي خودداري شود. - كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـي تشكيل شده باشند كه قبلاً تدريس شده اند. - كلمات خارج از متن كتاب هاي درسي , از 20 درصد كل كلمات بيشتر نباشد. - علاوه بر جملات موجود در كتاب هاي درسي , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند . - در هر جلسه از كلماتي كه در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشكل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري كرد. گام دوم معلم متن املا را از روي تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت مي كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداري كرده , متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله كامل قرائت مي كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار مي كند تا كند نويسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند . گام سوم اين گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسي و مشكلات را استخراج مي كند . به اين ترتيب كه معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به كمك دانش آموز كلمات ياد شده را رونويسي مي كند. سپس املاي دومين , سومين و .... در دست مي گيرد و به كمك همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري , صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي كند . البته هر جا كه غلط ها تكراري بودند جلوي اولين مورد آن يك علامت ( مثلاً * ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها , اشكالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي كند . گام چهارم در ايـن گام معلـم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشكالات املايي دانش آموزان با بكار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و كلمه نويسي و همچنين تمرينات كلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد . راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعيف - دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه - توجه به دست ورزي در دوره آمادگي - مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي - بررسي دقيق تكليف شب در خانه - توجه بيشتر به دانش آموزان كند نويس - پرهيز از حركات اضافي موقع گفتن املا - استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تكرار و تمرين در كلاس - توجه به نوع نشستن - استفاده از كارت تند خواني - تركيب صامت و مصوت - اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان - تصحيح املا توسط خود دانش آموزان و . . . . - استفاده از معلمان فعال و پر انرژي براي پايه اول جهت تكرار و تمرين بيشتر و ارائه ابتكارات ويژه - ارتباط با اولياي دانش آموزان بخصوص دانش آموزان ضعيف . علامت ضعف دانش آموزان در درس املا 1 - به علت اينكه مفهوم كلمه را نمي فهند يا قبلا نفهمييده اند آنرا درست نمي نويسيد. 2 – كلمات از جانب معلم درست تلفظ نمي شود(آموزشي) 3 – دانش آموزان هنگام نوشتن ديكته كلمات را تكرار و هجي ميكند(دقت) 4 –وجود نقص شنوايي در برخي از دانش آموزان در هنگام نوشتن املا وبي خبري معلم از وجود اين نقص باعث مي شود بعضي از كلمات را جا مي اندازد يا از كلاس عقب ميافتد(حافظه شنوا يي –حساسيت شنوايي) 5 – به علت كمبود فضاي آموزشي و كمبود ميز و نيمكت دا نش آموزان در اثرخستگي ودرست نشيدن كلمات را غلط مي نويسيد 0 (آموزشي) 6 – متناسب نبودن متن ديكته از نظر(كميت و مقدا ر) با سن پا يه تحصيلي آنان باعث مي شود دانش آموزان بعد از نوشتن مقداري ا زآن خسته شوند و غلط نويسي آغاز مي گر دد.(آموزشي) 7 – در بعضي اوقات دانش آموزان به علت مشكلات رواني هنگام نو شتن ديكته در افكار خود غو طه ور مي شوند و از نوشتن باز مي مانند0 8 - وجود حروف هم صدا در ادبيات فا رسي مانند (ص-ث-س) 9 – تند گفته شدن ديكته ا ز سوي معلم باعث خستگي وكم شدن دقت در دانش آموزان مي گردد. 10 – ضعف درمهارتهاي حركتي (نارسا نويسي) – بيقراري و تند خويي – خطا د رادراك بصري حروف (حافظه ديداري )- فقر آموزش و عدم تسلط معلم به شيوه هاي آموزشي مطلوب در هنگام تعليم نوشتن نشناختن حروف و قوائد نوشتن توسط دانش آموزان نداشتن تمرين لازم و كافي براي نوشتن املا خود مي تواند موجب ضعف و نارسايي فراگير در كسب مهارت نوشتن مي شود . انواع اشكالات موجود در دكيته دانش آوزان را پس از تجربه و تحليل مي توان به دو گرو طبقه بندي كرد. يك گروه از اشكالات به مشكلات آموزشي مربوط هستند و از طريق روش تدريس مي توان حل كرد و گروه ديگر را از طريق تمرينهاي خاصي كه مي توان به جاي رو نويسي هاي معمول در مدارس در نظر گرفت تا ضمن جلوگيري از هدر رفتن وقت و استعداد دانش آموزان در برطرف كردن اشكالات ديكته بسيار موثر باشند. روش بررسي اشكالات موجود در ديكته دانش آموزان براي دستيابي به يك راه حل ساده و اميدوار كننده، اگر كودك در ساير درسها و فعاليت هايش مثل ساير كودكان معمولي باشد، به اجراي آزمون هوش نياز نداريم . بعد از اطمينان از عادي بودن هوش دانش آموزان، بايد اشتباهات ديكته هاي متعدد دانش آموزان از روي دفتر وي ياد داشت كنيم و پس از يافتن علت آن ، براي رفع هر اشكال تكاليف خاصي را در بگيريم.
جدول بررسي اشكالات املايي
اختلالات املائی و نحوه درمان آنها عوامل متعددی موجب اختلالات املائی دانش آموزان می شود که شدید ترین و مهمترین آن نشناختن صدا و حروف است.سایر اختلالات از نوع دیداری،شنیداری،دقت وآموزشی هستند. اشكالات املايي دانش آموزان كه از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشكالات رسم الخطي , تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف , تبديل , افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند :
اختلال در حافظه ديداري : چنانچه اختلال مربوط به حافظه ديداري باشد كودك به خوبي قادر نيست تصوير حرف مورد نظر را در كلمه به خاطر بسپارد.رونويسي تا حدودي در درست نوشتن و انتقال مفاهيم به او كمك مي كند.اما هميشه جواب نمي دهد. غلطهايي كه مربوط به حافظه ديداري هستند معمولا از اين دسته اند: منزور - هيله – اروس - بشغاب - هوله - مقازه -ستل – اسحاب – بحار تمرينهاي زير براي تقويت حافظه ديداري بسيار مناسب است:
1. چند كارت به ابعاد 10×7 تهيه مي كنيم روي هر كدام كلماتي را كه حدس مي زنيم براي دانش آموز مشكل باشد مي نويسيم سپس كارتي را به او داده و مي خواهيم به آن نگاه كند بعد كارت را از او گرفته و مي خواهيم كلمه اي را كه ديده است از حفظ بنويسد. بعد از نوشتن كارت را در اختيار او قرار داده و می خواهيم نوشته خود را با كارت مطابقت دهد.در مراحل بعد تعداد كارتها را مي توانيم افزايش دهيم.اين بازي براي كلماتي كه غلط مي نويسد بسيار موثر است.
2. چند شيء تهيه نموده و آنها را به ترتيب خاصي مي چينيم . از دانش آموز مي خواهيم با دقت به آنها نگاه كند.سپس در غياب او جاي يكي از اشيا را تغيير مي دهيم . از او مي خواهيم تغيير حاصله را بگويد وجاي درست شيء جابجا شده را نشان داده و آن را سر جايش بگذارد. در مراحل بعد اين كار را با تغيير چند شيء در هر بار مي توان انجام داد.
3. از دانش آموز مي خواهيم چند دقيقه بيرون از كلاس بماند سپس جاي یک نفر را عوض نموده و از او مي خواهيم تغييرات انجام شده را نام ببرد.
حساسيت شنوايي دانش آموزاني كه مبتلا به اين اختلال هستند معمولا در نوشتن املا ،اين كلمات را غلط مي نويسند: مسواك را مسباك، زنبور را زمبور ، بشقاب را بشگاب ، ژاله را جاله ، صبح را صب و… تمرينات زير در بالا بردن حساسيت شنوايي دانش آموز موثر است: 1. چشمان دانش آموز را بسته و از يكي از دوستانش مي خواهيم او را صدا بزند سپس از او مي خواهيم تشخيص دهد كدام يك از دوستانش او را صدا زده است. 2. با استفاده از نوار كاست صداهايي را ضبط نموده و با پخش آن از او مي خواهيم نام شيء توليد كننده صدا را نام ببرد. 3. در موقع گفتن املا آهسته كلمات را تلفظ نموده و از دانش آموزان مي خواهيم با دقت گوش كنند. 4. داخل چند قوطي همسان اشياء مختلف از قبيل سنگ ، شكر ، لوبيا و … ريخته و سر آن را بسته ، با استفاده از تكان دادن قوطي ها از دانش آموز مي خواهيم تشخيص دهد درون هر قوطي چيست . آزمون تشخيص شنوايي به نقل از عزت الله نادري و سيف نراقي از كتاب ناتواني هاي ياد گيري كودكاني كه در شنيدن صدا مشكل دارند كلماتي كه صرفاً در يك صدا تفاوت دارند را از يكديگر تميز نمي دهند .
راهنماي اجرا 1. با كودك ارتباط خوبي بر قرار كنيد. وقتي اطمينان يافتيد اضطراب ندارد ، آزمون را اجرا كنيد. 2. به كودك بگوييد من كلمه يا كلمه هايي را مي گويم. شما بعد از من به همان ترتيب آنها را تكرار كن. 3. در موقع بيان كلمات سعي كنيد لبهايتان پيدا نباشد تا كودك با استفاده از لب خواني تشخيص ندهد. 4. موقعيت كودك را در هر گزينه (يكسان ـ متفاوت) مشخص كنيد. 5. كلماتي را كه دانش آموز در فهميدن و تكرار آن مشكل دارد مشخص كنيد.
ناقص بودن آموزش : وقتي آموزش كافي نباشد، دانش آموزان در نوشتن كلمات زير مشكل دارند:تجربه ها
براي جبران آموزش از شيوه هاي زير مي توان استفاده نمود: روشهاي ترميمي براي ناتوانيهاي خواندن * روش حركتي كه توسط گريس فرنالد ( Gracc Fernald ) و هلن كلر (Helen Keller ) در سال 1921 ابداع گرديد. در اين روش خواندن را در چهار مرحله به كودك مي آموزند. مرحله اول: در اين مرحله كودك همزمان با تلفظ كلمه شكل آن را ردگيري مي كند . سپس آن را از حفظ مي نويسد و كلمه نوشته شده را با كلمه اصلي مقايسه مي كند. مرحله دوم : در اين مرحله كودك به كلمه يا عبارت نگاه مي كند ، همزمان آن را تلفظ مي كند . آنگاه كلمه را از حفظ مي نويسد. و بعد كلمه يا عبارتي كه نوشته است، با نمونه اصلي مقايسه مي كند. مرحله سوم : در اين مرحله كودك به كلمه نگاه مي كند ، آن را تلفظ مي كند و سپس از حفظ مي نويسد. مرحله چهارم: در اين مرحله كودك از روش تعميم استفاده مي كند . بدين معني كه براساس تجاربي كه در يادگري كلمات قبلي داشته است، كلمه جديدي را مي خواند. فوايد اين روش : 1- توجه دانش آموز را به يادگيري كلمات جلب مي كند . 2- نوعي حافظه حركتي از طريق رد گيري به وجود مي آورد و اين مي تواند حفظ حروف و كلمات را بهبود بخشد . 3- تشخيص بينايي و مهارتهاي بصري را بهتر مي كند . 4 - گنجايش و ظرفيت حافظه بينايي كلمات را افزايش مي دهد . 5- از طريق تداعي معاني به يادگيري بينايي كلمات به صورت تداعي هاي زوج به زوج كمك مي كند. 6- حافظه ي كلامي اشكال تصويري را بهبود مي بخشد. * روش گيلينگهام (Gilling ham) و استيلمن (Still man) 1965 يك سيستم اصواتي براي درمان ناتواني هاي خواندن ابداع كرد و از رويكرد چند حسي نوشتن و بخش كردن استفاده نمودند. در اين شيوه كودكان نام صدا ها و حروف را تواماً ياد مي گيرند. از نام حروف براي بخش كردن و از صداي آن براي خواندن استفاده مي شود. كودك ابتدا نام حروف و سپس صداي آن را ياد مي گيرد.او به دنبال اين مرحله صدا را تلفظ مي كند و حروف را رد گيري كرده و آن را از بر مي نويسد.پس از يادگيري چند حرف صامت و صدا دار، كودك بايد صداي هر حرف را بگويد و با تركيب صدا ها كلمه درست كند. هنگامي كه كودك بتواند صدا ها را بگويد و نوشتن آنها را ياد بگيرد و برخي از كلمات سه حرفي را بخواند ،كلمه هاي ياد گرفته شده را در داستاني به كار برد. از كودك مي خواهند تا داستان را ابتدا به صورت صامت و سپس با صداي بلند بخواند. * روش اسلينگرلند (Slinger Land) 1974 كودك ابتدا صدا يا حرف يا كلمه اي را مي شنود. سپس آن را روي كارتي مي بيند. درمرحله ي بعد آن را رد گيري مي كند. از طريق نوشتن در هوا ، نوشتن روي زمين ، نوشتن روي كاغذ يا تخته شكل آن را ياد مي گيرد. هدف از اين شيوه آموزش ، نوشتن ، بخش كردن و خواندن است. روشهاي ترميمي براي ناتواني هاي نوشتن نوشتن يك مهارت پيش نياز براي بخش كردن و بيان كتبي افكار به حساب مي آيد. كرك (Kerecc) و شالفانت (Shalfant) 1984 نكاتي را براي آموزش نوشتن پيشنهاد كرده اند: 1. ابتدا با روشهايي كه خود مي دانيد ايجاد انگيزه كنيد و توجه كودك را جلب نماييد. 2. پس از جلب توجه حرفي را كه قرار است آموخته شود بنويسيد و از او بخواهيد تا به حركت دست شما و شكل حرف توجه كند. 3. نام حرف را تلفظ كنيد. آنگاه بخواهيد كه تكرار كند. همراه با تكرار تشويق كنيد. 4. حرف را دوباره بنويسيد و درباره ي شكل آن با كودك صحبت كنيد. (محل آن را با توجه به خط زمينه در نظر بگيرد) و بگوييد ببين از اين قسمت شروع مي كنيم و سپس حرف را اين طوري درست مي نويسيم. 5. از كودك بخواهيد تا حرف را با انگشت سبابه ي خود پيگيري كند و همزمان نام آن را گفته و اين كار را چند بار تكرار نمايد. 6. همان طور كه كودك حرف را رد گيري مي كند ، از او بخواهيد فرآيند كار را با توجه به شماره ي (4)توصيف كند . 7. حرف را به صورت نقطه چين و يا خطوط كوتاه بنويسيد و از او بخواهيد آن را پر رنگ كند. 8. از روي نمونه چند بار كپي كند. 9. از او بخواهيد از بر و بدون نمونه بنويسد. 10. حرف نوشنه شده را با نمونه مقايسه كند. 11. هنگامي كه كودك قادر شد حرف مورد نظر را ياد بگيرد ، آنگاه كلمه يا كلمات ديگر را به او آموزش دهيد. 12. در همه ي مراحل براي پاسخ هاي درستي كه كودك مي دهد او را تشويق كنيد.
كمبود دقت: دانش آموزاني كه در هنگام نوشتن دقت نمي كنند معمولاً كلمات زير را غلط مي نويسند:
تمام تمرينهاي قبل براي پرورش دقت مفيد هستند . تمرينات زير براي بالا بردن دقت مناسبند: 1. دو تصوير كه مشابه هستند اما در چند مورد جزئي با هم اختلاف دارند به دانش آموز نشان دهيد و از او بخواهيد تفاوتهاي بين دو تصوير را نشان دهد. 2. كارتهايي تهيه كنيد .كلمات را روي آن طوري بنويسيد كه يك حرف آن جا افتاده باشد و دانش آموز نقص آنرا پيدا كند. 3. كارتهايي تهيه كنيد .كلماتي روي آن بنويسيد كه يك دندانه يا نقطه ي اضافي داشته باشد. از او بخواهيد قسمت اضافي را پيدا كند و حذف كند. وارونه نويسي و قرينه نويسي : دانش آموزاني كه به صورت وارونه يا قرينه مي نويسند ، براي نوشتن مطالب فارسي از سمت چپ يا از پايين به بالا شروع به نوشتن مي كنند. اين دانش آموزان معمولاَ در جهت يابي دچار مشكل هستند آموزش جهت ها ( چپ – راست – بالا – پايين – زير – رو) به صورت عملي مي تواند براي درمان اين مشكل مفيد باشد. براي اصلاح اين مشكل علاوه بر آموزش جهت ها فعاليت هاي زير مفيدند: 1. كارتهايي تهيه نماييد كه شكل و نام شي را با هم نشان دهد از دانش آموز بخواهيد جهت درست گرفتن كارت را به شما نشان دهد. 2. شكلي را روي تخته بكشيد از دانش آموز بخواهيد اسم آن را زير شكل بنويسد ( بهتر است از شكل هايي استفاده كنيد كه قبلاً دانش آموز آن را روي كارت ديده است) سپس آنچه را نوشته با كارت مشابه آن مقايسه كند . 3. ابتدا كلمات يا اعدادي را به صورت كامل نوشته و سپس در كنار آن كلمات يا اعداد را به صورت ناقص بنويسيد و از او بخواهيد آن ها را كامل كند. 4. تن آگاهي : نام بردن اندام هاي بدن 5. نام بردن اندام هاي عروسك 6. تقليد حركات معلم
توالي ديداري: دانش آموزاني كه در توالي ديداري مشكل دارند معمولاَ كلمات را به صورت زير مي نويسند:
براي تقويت حافظه توالي ديداري فعاليت هاي زير مناسبند: 1. چند دانش آموز را معرفي نموده از او مي خواهيم با توجه به خواسته ما ترتيب آنها را نشان دهد. ( قد – بزرگي و كوچكي) 2. در جلو دانش آموز ايستاده و چند حركت بدني انجام مي دهيم و از او مي خواهيم و همان حركات را انجام دهد. 3. روي يك كارت مقوايي چند حرف يا عدد نوشته و به او نشان مي دهيم . سپس كارت را مخفي كرده از او مي خواهيم آنچه را ديده به ترتيب بنويسد و پس از آن نوشته ي خود را با كارت مشخص نمايد. 4. اين بازي را مي توان با نوشتن چند كلمه روي يك كارت انجام داد.
نارسا نويسي : خطاهاي متداول در نوشتن عبارتند از : 1. كج نويسي 2. پرفشار نويسي 3. كم رنگ نويسي 4. پر رنگ نويسي 5. زاويه دار نويسي 6. نا مرتب نويسي 7. فاصله گذاري بيش از حد 8. بزرگ يا كوچك نويسي بيش از حد براي درمان نارسا نويسي مي توان از اقدامات زير كمك گرفت: 1. مدادي در اختيار دانش آموز قرار داده تا خطوطي به دلخواه رسم كند. 2. به دلخواه نقاشي كرده و آن را رنگ بزند. 3. با استفاده از گچ نرم روي تخته خط بكشد و نقاشي كند. 4. به وضعيت نشستن كودك توجه نموده و آن را اصلاح كنيد. او بايد كاملاَ راحت روي صندلي بنشيند. 5. كاغذ يا دفتري كه در آن مي نويسد، راست باشد . لبه كاغذ با لبه ميز بيش از 15 درجه انحنا نداشته باشد. 6. نحوه مداد گرفتن دانش آموز را كنترل نموده و شيوه درست گرفتن مداد را به او آموزش دهيد. 7. اگر انگشتان و عضلات كوچك و بزرگ دست او ضعيف هستند از مدادهاي باريك تر و با قطر كمتر استفاده كنيد. براي تقويت عضلات دست از فعاليت هاي زير مي توانيد استفاده كنيد: -بازي با خمير بازي يا موم - مچاله كردن كاغذ باطله - بريدن اشكال مختلف با استفاده از قيچي - بستن بند كفش ، زيپ لباس و دكمه - حركت انگشتان دست با استفاده از فرمان معلم - باز و بسته نمودن پيچ و مهره - رسم دو خط موازي و از او بخواهيم در بين خطوط بنويسد. تميز ديداري : دانش آموزاني كه در تميز ديداري دچار مشكل هستند معمولاً كلمات را اينگونه مي نويسند:
روش هاي درمان: ممكن است اين مشكل مربوط به توانايي تشخيص باشد. مثلاً دانش آموز س را از ش – ر را از ز – ف را از ق – ح را از خ – د را از ذ – ع را از غ – و… تشخيص ندهد. براي تقويت در تميز ديدار مي توان از شيوه هاي زير كمك گرفت: كارت هايي مانند نمونه مقابل تهيه مي كنيم
همين كار را با كلمات نيز مي توانيم انجام دهيم.
حرف يا صداي مورد نظر را در كلمات مشخص زير را پر رنگ نماييد : س-- خروس شستشو مسائل سطل سماور هسته لباس *كارت هايي تهيه نموده حروف الفبا را در جهات مختلف روي آن نوشته و از دانش آموز مي خواهيم با چرخاندن كارت حروفي كه درست در مقابل او قرار مي گيرند را بخواند. * حروف يا كلماتي را به صورت ناقص نوشته از او مي خواهيم و آن را تكميل كند. * تصاوير نقطه چين را پر رنگ كند. * تصاوير ساده هندسي را كپي كند. نتیجه کلی : بر اساس تحقیقات انجام شده نتایج زیر به دست آمده است : در کلاس اول بیشترین اختلالات شنیداری ،دیداریو گاهی آموزشی است. در کلاست دوم بیشترین اختلالات دقت ،آموزشی ،و شنیداری است. در کلاس سوم بیشترین اختلالات آموزشی ، شنیداری و دقت است. در کلاس چهارم بیشترین اختلالات آموزشی دیداری ، دقت است. در کلاس پنجم بیشترین اختلالات آموزشی ،دقا ، دیداری است.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 7:59  توسط عمران نجفی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||